تبليغاتX
مدیریت کسب و کارهای کوچک
ما زنده به آنيم که آرام نگيريم~~~~~~ موجيم که آسودگي ما عدم ماست

 ........................................................

امروز زير فشار تغييرات پرشتاب ،گذشته و آينده در يك سازمان خلاصه شده اند. آينده به حال تبديل شده است، پس آينده را امروز بايد به خدمت در آوريد.

در دنيايي زندگي مي كنيم كه اطلاعات با سرعت نور به هر جايي فرستاده مي شود. مي توانيد در كمتر از 24 ساعت به هر نقطه از كره زمين سفر كنيد. معنايش اين است كه زمان فشرده شده است. بايد به خود بياييم, پرواز كنيم يا پرواز كردن را بیاموزیم .

برخی ها راه انجام کارها را بهتر می دانند، ببینیم، تقليد كنيم  تماشا كنيم، امتحان كنيم، فقط بياموزيم. مقاومت در برابر تغيير گمراهي است، با خود دشمني مي كنيم، چون زندگي ، گلوله هاي شليک شده به طرف ماست و زندگي سپر است از فرصت ها براي ما. حتي تهديدها را هم مي توان به فرصت ها تبديل نمود.

گمان مي كنم ، موضوع روشن شد. كارآفرين كيست كه هوشمندانه تهديدها را به فرصت ها تبديل مي كند. او مي داند كه با رشد فردي و سازگاري بيدرنگ و مداوم با تحول، فرصت ها را از دست نبايد بدهد. زمان ارزشمند را از دست نمي دهد، چون نخستين شليك آخرين آن است، تكرار نمي شود.

او گام هاي كوتاه بر نمي دارد. اگر امروز گام های کوتاه بردارد فردا باید سریع تر بدود او مي داند زندگي جهاني در انتظار كسي نمي ماند. مهارت هايي كه سال پيش باعث موفقيت او شده است، امروز ديگر بدرد نمي خورد.

كارآفرين مي داند همه انسان ها در هر صورتي خواه و ناخواه در چنگ بازار هستند و بايد در جهت تقاضاي مردم و بازار و نياز آنها رشد نمایند بنابراين به ابزارهاي نو، به فكر نو خود را مجهز مي كند. او چيزهاي مهم را فداي چيزهاي بي اهميت نمي كند. خلاق است نوآور است و ريسك پذير است. او مي داند در گذشته سازمان ها در پي رقابت ها بودند و ‌در آينده سازمان ها در پي برتري در همكاري خواهند بود .

كارآفرين مي داند كه امروزه عمر مدل قديمي مديريت (تفكر در بخش بالاي سازمان و عملكرد در بخش پايين سازمان) به سر آمده است. ديگر زمان مديريت نمودن به روش ديوان سالاري و قدرت طلبانه به سر آمده است. امروزه با استفاده از تفكر هوشمند ، مشاركت انسان ها در اداره امور ، مديريت صورت مي گيرد.كارآفرينان در آينده زندگي مي كنند ، علاقه به تغيير دارند و هميشه خلق مي كنند.

کارآفرینی یعنی ایجاد چیزی ارزشمند از هیچ .کارآفرینی یک سبك زندگي است. كارآفريني ارثي نيست ، علم و دانشي است كه بايد با هنر به كارگيري آن تلفيق گردد.

برگرفته از hesabdari2.blogfa.com

....................................

  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 13:31  توسط ب.حجارها | 

.....................................................................

 

 

((هو الباقی))

با سلام;

 

 

دوست عزیز، زهرا نجفی، غم از دست دادن برادرت را به تو و خانواده ی محترمت

 تسلیت عرض می کنیم.

 

از خدای منان طلب صبر برای خانواده ی این جوان داریم.

 

ما را در غمت شریک بدان...

 

"از طرف دوستانت"

 

 

.......................................................................

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 18:25  توسط ب.حجارها | 

انســان از دید گاه ارقـــام :

  به خوبی آگاهید که اعداد و ارقام هیچگاه دروغ نمی گویند . پس نگاهی به ارقام آتی بیندازید تا ببینید ساعات و روزهای عمـــر خود را چگونه صرف می کنید !

  * توضـیح : ارقــام مربوطه توسط پزشک مشاور تهـیه و جملگی تقـریبی هستند . پس به جزئـیات توجه نکرده و  به پیام اصــلی این ارقام اندیشه کنید !

کار کردن :

یک انسان در طول روز بطور نسبی ۱۰ ساعت کار می کند . اعم از تحصیل، اداره یا خانه داری .

                                                                                             ۱۰  ساعت    -----  یک روز

 

                                                                                          ۳۶۵۰ ساعت  -----  یک سال

  ۲۵ سال <----  ۳۰۴ ماه <---- ۹۱۲۵  شبانه روز   <----  ۲۱۹۰۰  ساعت  -----   ۶۰ سال

 

یعنی شما در طول 60 سال عمر خود "۲۵ سال" بطور شبانه روزی به کارکردن اشتغال دارید!

حکایت بانک زمان :

  تصور کنید حساب بانکی دارید که در آن هر روز صبح ۸۶۴۰۰ تومان پول به حساب شما واریز می شود و فقط تا آخر شــب فرصت خرج کردن همه آن را دارید چون آخر وقت حساب شما خود به خود خالی می شود .

پس شما چه خواهید کرد ؟

البته سعی می کنید تا آخرین ریال را خرج کنید !

*هر یک از ما چنین حسابی داریم ؛ حساب بانکی زمان *

هر روز صبح در بانک زمان شما ۸۶۴۰۰ ثانیه واریز می شود که تا پایان شب به اتمام می رسد . هیچ برگشتی در کار نیست و هیچ مقداری از زمان به فردا اضافه نمی شود .

ارزش یک سال را دانش آموزی که پشت کنکور مانده ، می داند .

ارزش یک ماه را مادری باردار  می داند .

ارزش یک هفته را سر دبیر یک هفته نامه می داند .

ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جا مانده می داند .

و ارزش یک ثانیه را آنکه از تصادفی مرگبار جان سالم به در برده ، می داند .

* باور کنید هر لحظه گنج بزرگی است ! گنجتان را آسان از دست ندهید *

    ** به یاد داشته باشیم :  زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند !

 

    ** فراموش نکنیم :   دیروز   ---->  به تاریخ پیوست .

                           فردا    ---->  معما است .

                                 امــروز  ---->  هدیــه است !

 منبع: کتاب( لطفا گوسفند نباشید ).انتشارات نامن

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 21:56  توسط سعید نيري | 

 

از اینــکه زندگیتــان به پـایـان بـرســد نهراسیـد،ازآن بترسیـد کـه زنــدگــی را هیچــگـاه آغــاز نکنـیـد.

تو یکی از همایش هایی که توسط انجمن علمی مدیریت کسب و کار برگزار شد آقای بهروز فروتن دعوت شده بودند تا به عنوان یه کارآفرین موفق در مورد خودشون، دلایل موفقیت هاشون و نحوی شروع کارشون صحبت کنند.

آقای فروتن متولد یازدهم فروردین سال 1324 در محله امیریه تهران و در خانواده ای که پدرش از افسران نظامی و مادرش از خانواده ی فرهنگی بود به دنیا آمد.

پدر بهروز او را از بچگی برای کار نزد کاسب های محله می فرستاده  و حقوقش را در پایان هر روز از همان پولی که پدرش مخفیانه به کاسب ها میداد تا به عنوان دستمزد به بهروز بپردازند، می گرفت تا لذت کارکردن را بچشد.

بهروز یه جمله ی خیلی قشنگ در بین صحبتاش بیان کرد ایشون گفت من دوتا سن دارم یکی سن شناسنامه‌اي‌ام که حدود 60 سال است، یکی هم آن سن واقعی‌ام، یعنی آن سنی که خودم باورش می‌کنم. حدود 25 سال. من هنوز با همان شور و هیجانِ 25سالگی‌ام کار می‌کنم، زندگی می‌کنم و از کار و زندگی‌ام لذت می‌برم.

آغاز کار صنایع غذایی بهروز سال 1356 در زیرزمین یک خانه اجاره ای ، در شهر تهران بود.

بهروز کار جدیدش را با کمک همسر و خواهر همسرش شروع نمود آنها با کمک یکدیگر ،سالاد الویه ، مربا، کشک بادمجون ، سس مایونز و ادویه جات را در خانه درست می کردند و با ماشین خودشون برای فروش به فروشگاه ها می بردند.

تا اینکه با سختی های زیاد تونستند شرکتشونا به ثبت برسونند.البته بهروز جایگاه فعلیشا به همین سادگی ها به دست نیاورده ،بارها شکست خورده ، با ناملایمت های زیادی رو به رو شده ولی هیچ وقت ناامید نشده و  اونا رها نکرده و هر بار بااشتیاق بیشتری به راهش ادامه می داده.

فروتن در تعریف کارآفرینی گفت:

روش زندگی کارآفرین، ترکیب خلاقیت با مبارزه ،سخت کوشی و رضایت است. کارآفرینی ، فعالیتی خلاقانه شبیه به خلاقیت در علم و هنر است. کآرآفرین باید مانند هنرمند و دانشمند ، ایده ای را در ذهن خود بپروراند. وقتی که کامل شد ، برای تحقق آن در عمل مبارزه کند.

برای انجام این امر ،دقت زیادی گذاشته و با  خطرات متعددی روبه رو می شود و تمام اینها به انرژی و نظم زیادی نیاز دارد.

کآرآفرین موفق به خاطر کمک ها و خدماتی که ارائه می دهد و هم از اعتباری که به دست می آورد،   لذت می برد. کارآفرین پاداش های مادی و معنوی قابل توجهی به دست می اورد که ارزش پاداش های معنوی برای او مهم تر از ارزش های مادیست.

پس در نهایت می توان گفت:

«خداوند به روح تو پر و بالی داده است تا در آسمان بی کران عشق و آزادی پرواز کنی. پس آیا تاسف آور نیست با دست های خود بال هایت را می چینی و روح خویش را وا میداری تا مانند جانوری بر زمین بخزند؟»

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 21:16  توسط مریم عرب | 

 

خلاقیت باعث بروز افکار بزرگ در انسان میشود. اما معمولا سـخت ترین مرحله نــقطه شروع است. افکار بزرگ ما را به سمت پیشرفت راهنمایی کرده و فردایی روشن را برایمــان به ارمغان می آورند.

 ایـده های بـزرگ از مـحـلی فـــرای باورهای شخصی نشات می گـیـرند. بـاید بـه دوردسـت هــا بنگرید و افکار متفاوت را آزمایش کنید تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کنید.

 

1- زیاد مطالعه کنید:

ذهن شما همانند بدنتان برای اینکه رشد پیدا کرده و پرورش یابد نیازمند تمرین و تحرک است، و چه تمرینی بهتر از کتاب خواندن. سعی کنید با افکار و عقاید انسان های موفق در طول تاریخ آشنا شوید. شرح حال و تاریخچه زندگی هر یک از آنها را مرور کنید و از آن درس بگیرید. با مطالعه این کتب می توان حدس زد که چگونه این افراد بزرگ ذهن خود را برای رسیدن به بهترین ها پرورش داده بودند. همچنین می توانید مجلاتی نظیر تجارت و یا اقتصاد روز را نیز مطالعه کنید. با آگاهی از نظرات دیگران پیرامون مسایل مختلف شما سطحی نگری را کنار می گذارید و با یک دید عمقی به موضوعات مختلف می نگرید.

 

2- فرصت هایی را که در آن ذهن شما خلاق است از دست ندهید:

شاید بروز بسیاری از مسائل را به شانس واگذار می کنید. تصور شما  نادرست است. شاید بعضی مواقع حس می کنید که مغزتان اصلا کار نمی کند و هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهد. اما مواقعی هم وجود دارد که ذهنتان به قدری فعال است که می خواهید انیشتن را به رقابت دعوت کنید. تنها مشکل موجود این است که این زمان طلایی مواقعی که شما به آن نیاز دارید، ظاهر نمیشود. زمانی که ذهن در حال فوران است تا آنجا که می توانید به افکار خود پر و بال دهید. اجازه دهید افکارتان مثل آب آتش نشانی به بالاترین نقطه صعود کنند. هنگامی که برای پرواز کردن به ذهن خود فضا می دهید، او شما را به دوردست ها خواهد برد و نتایج شگفت انگیزی را بدست خواهد داد.

 

3-  یک دفترچه یادداشت به همراه داشته باشید:

هنگامیکه افکار بی نظیر به ذهن شما خطور می کنند از ذخیره کردن آنها اطمینان خاطر حاصل کنید. در این امر به یادداشت های ذهنی اکتفا نکنید زیرا ممکن است به دست فراموشی سپرده شوند. سعی کنید همیشه یک دفترچه یادداشت و یا یک ضبط صوت به همراه داشته باشید به ویژه در کنار تخت خواب خود برای مواقعی که افکار طلایی در حدود ساعت 2 نیمه شب به ذهن شما خطور می کنند. هنگامیکه افکارتان در جایی ثبت شوند، شما به راحتی می توانید به آنها دسترسی پیدا کنید و آنها را به سرعت به کار ببندید. افکار بزرگ نیز مانند میوه ها فقط تا زمانی که تازه و شاداب باشند قابل استفاده هستند.

 

4- از افکار دیگران بهره بجویید:

بهره جستن از افکار و عقاید دیگران نیز به نوبه خود روش مناسبی برای گسترش ایده های شخصی شماست. افراد مختلف دارای نقطه نظرات و چشم اندازهای متفاوتی هستند. توانایی های آنها مختلف است و سوابق و پیشینه های متفاوتی دارند. کارکرد ذهن افراد منحصر به فرد است. با مطرح شدن یک بحث در میان جمع ، آنقدر پیشنهادهای مختلف شنیده می شود که نیمی از آنها هرگز به ذهن شما نمی رسیدند. به این طریق شما میتوانید با کوله باری سرشار از افکار متفاوت در جاده تصمیم گیری گام بردارید.

نسبت به نظر هیچ کس بی توجهی نکنید . شاید در نگاه اول احمقانه به نظر برسند اما شاید مانند صدف هایی باشند که در خود گوهرهای گرانقیمتی را جای داده اند. درست نیست که در مورد نظر دیگران به قضاوت بنشینیم سعی کنید به جای قضاوتهای بیهوده آن ها را سبک سنگین کرده و در امور روزمره خود به کار بندید.

 

5- تغییراتی در محیط اطراف خود ایجاد کنید:

گاهی اوقات تنها چیزی که باعث می شود ذهن خسته شما را دوباره به کار اندازد تغییر وضع ظاهری محیط اطرافتان است. اگر چشم انداز پیرامون شما تغییر کند، ذهن شما نیز به صورت ناخود آگاه به سمت یک دیدگاه جدید تغییر جهت می دهد. اگر تمام مدت در پشت میز خود بنشینید ذهن خود را در آن شرایط محدود می کنید و هیچ فضایی برای برانگیختگی او باقی نمی گذارید.

بنابر این میتوانید پیاده روی کنید، به باشگاه ورزشی بروید، کنار آب رود بنشینید و در کل به یک مکان جدید قدم بگذارید تا ذهن شما نیز بتواند آزادانه به تمرین و تقلا بپردازد.

 

6- بر روی شکاف میان دو نسل خط بطلان بکشید:

ذهن کودکان تروتازه و شاداب است. آنها جسور هستند و احساساتشان از طریق فشار های اجتماعی سرکوب نشده است. به جهان با شگفتی می نگرند و مانند بزرگترها پاکی و معصومیت خود را از دست نداده اند. با کودکان پیرامون مسائل مختلف صحبت کنید تا با نقطه نظر ساده و بی آلایش آنها آشنا شوید. اگر می خواهید مشکلی را حل کنید نظر آنها را نیز جویا شوید. عقاید آنها شما را به تعجب وا می دارند. آنها قصد تاثیرگذاری در دیگران را ندارند و همه چیز را تنها با اتکا بر پاکی و صداقت بیان می کنند.

از سوی دیگر با افراد سالخورده و مسن نیز مشورت کنید. آنها مدت ها پیش با تمام این مشکلات مواجه شده اند و با آن دست و پنجه نرم کرده اند. تجربیاتشان آنقدر سودمند و با ارزش است که هیچ قیمتی را نمی توان بر روی آن گذاشت. پس آنها را دست کم نگیرید، با دیدگاههایشان نسبت به زندگی آشنا شوید و از آنها درس بگیرید. قطعا شما را به سوی جهت مناسب هدایت می کنند و از مشکلات در امان خواهید بود.

 

7- به رفیق شفیق خود مراجعه کنید:

همه ما دوستی داریم که به نظر میرسد توانایی پاسخ به تمام مسائل و مشکلات ما را دارد. چرا تنها در مورد مشکلات شخصی از او کمک می خواهید؟ بد نیست گاهی در مورد مسائل مهمتر نیز از او یاری بجویید.

 

8- به توانایی های خود اتکا کنید:

قواعد و اصول کلی را برای یک لحظه هم که شده فراموش کنید. این رهنمون ها در جای خود مفید هستند اما ممکن است مانند یک چشمبند عمل کرده و قدرت داشتن دید وسیع را از شما بگیرند و اجازه دیدن چشم اندازهای متفاوت را به شما ندهند. هرزگاهی خود را از قید و بند قوانین آزاد کنید. شما می توانید بدون توجه به کارآیی روش های گذشته به آسانی و بدون بروز هیچ شک و تردیدی در راه مورد نظر خود گام بردارید. کمی جسارت به خرج دهید و سیستمهای فعلی را زیر سوال برید.

 

9- در حیطه کاری خود به فعالیت بپردازید:

خیلی خوب است که به ذهن خود اجازه دهید آزادانه به گردش بپردازد. اما این گردش باید در حیطه دانش شما انجام پذیرد. اگر یک طراح هستید لازم نیست راه حلی برای مشکلات اقتصادی پیدا کنید. افکار شما تنها در رشته ای که مهارت دارید خوب کار می کنند و در سایر رشته ها نتیجه ای مصیبت بار را به دنبال خواهند داشت. اگر نیاز به ورود به قلمرو دیگری را دارید بهتر است قبل از هر کار با یک متخصص مشورت کنید و اجازه انجام کلیه امور را به دست او بسپارید تا با استفاده از دانش و تخصص خود عمل کند.

 

10-  به ذهن خود آزادی عمل دهید :

آیا با تمرین های رایج نویسندگان آشنایی دارید؟ آنها برای مبارزه با محدودیت ها یک روش بسیار جالب را برگزیده اند. فقط کافی است قلم را بر روی کاغذ گذاشته و هر آنچه که در ذهنتان است را بر روی کاغذ بیاورید. میتوانید از مشکلات شروع کنید و به دنبال هیچ گونه ارتباطی در دست نوشته های خود نباشید. مهم نیست که تا چه حد عبث و نا معقول به نظر می رسند. بعدا می توانید مثل یک جدول تناوبی آنها را سازماندهی کنید، در آخر نیز امکان دارد به چیزی دست پیدا کنید که بیهوده و بی ربط باشد اما چیزی که در این مبحث حائز اهمیت است این است که شما به ذهن خود اجازه غرق شدن در مسائل مختلف را داده اید و این خود یک امتیاز محسوب می شود. هیچ کس نمی داند شاید به نتیجه ای برسید که سال ها منتظر آن بوده اید.

 

11- ایده های گذشته را از نو بسازید :

افکار شما مثل کامپیوتر هستند. هر چند وقت یک بار نیاز است که سخت افزار آن را ارتقا دهید. ایده های بزرگ گذشته را پیش روی خود بگذارید و بر روی آن ها عملیات نوسازی انجام دهید. آن ها را اصلاح کنید و برای بهبودی آن ها تلاش کنید. ضمائم لازم را نیز  برای تقویت هر چه بیشتر به آنها بیفزایید. این کارها را می توان با نوشتن عقاید اولیه خود بر روی کاغذ و نظم دادن به آشفتگی ذهنتان انجام دهید. عالی به نظر میرسد پس منتظر چه هستید؟ بهتر است در انجام آن تعجیل کنید.

 

12- از الهه وجودتان یاری بخواهید:

 

آیا یک شی، آهنگ، مکان و یا یک شخص خاص وجود دارد که حضور و یا تجسم او برای شما خوشایند بوده و به ذهنتان نیرویی همچون قدرت موتور جت می دهد. از هیچ تلاشی برای رسیدن به آن مضایقه نکنید. تنها یک چنین چیزهایی هستند که شما را به سمت ابتکارات بدیع رهنمون می سازند. از وجود آن بهره بجویید و اجازه دهید تا انوار طلایی آن به درونتان نفوذ کند و ذهن شما را در بر گیرد.

 

برگرفته از سایت مردمان

 

!!!دوستان موفق، پیروز ، سلامت و شاد باشید!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 18:14  توسط ب.حجارها | 

به نام او که آرامش دهنده ی قلب هاست

 

کسب و کار

نويسندگان مختلف، تعاريف متفاوتي از کسب و کار دارند. در واژه نامه‌ي آکسفورد[1]، کسب و کار به معني خريد و فروش و تجارت آمده است. در واژه نامه‌ي لانگ من[2]، کسب و کار به فعاليت پول در آوردن و تجارتي که از آن پول حاصل شود، گفته مي‌شود.

به زبان ساده، کسب و کار عبارت است از حالتي از مشغوليت و به طور عام، شامل فعاليت‌هايي است که توليد و خريد کالاها و خدمات با هدف فروش آنها را به منظور کسب سود، در بر مي‌گيرد.

1. بر طبق نظر (ارويک و هانت)[3]  و کاري که در آن خدمات يا کارهايي که ديگر افراد جامعه به آن نياز دارند و مايل به خريد آن هستند و توان پرداخت بهاي آن را دارند، توليد، توزيع و عرضه مي شود. ، کسب و کار عبارت است از هر نوع کسب

2. (پترسن و پلومن)[4] بر اين باورند که هر تبادلي که در آن خريد و فروش صورت گيرد، کسب و کار نيست، بلکه کسب و کار، هر نوع تبادل تکراري و تجديد شونده ي خريد و فروش است.

3. پروفسور (اون)[5] ، کسب و کار را يک نوع کاسبي مي داند که طي آن کالاها يا خدمات براي فروش در بازار توليد و توزيع مي شوند.

بنابراين با توجه به تعاريف ياد شده مي توان دريافت که کسب و کار با خريد و فروش کالاها، توليد کالاها يا عرضه ي خدمات، به منظور به دست آوردن سود، سر و کار دارد.  با توجه به تعاريف ياد شده، ويژگيهاي کسب و کار، عبارتند از:

1. فروش يا انتقال کالاها و خدمات براي کسب ارزش

2. معامله ي کالاها و خدمات

3. تکرا رمعاملات

4. انگيزه ي سود (مهمترين و قدرتمندترين محرک اداره ي امور کسب و کار)

5. فعاليت توأم با ريسک، کسب و کار، هميشه بر آينده متمرکز است و عدم اطمينان، ويژگي آينده است. از اين رو، همواره کسب و کار توأم با ريسک است.

 

كارآفريني چيست؟

كارآفريني : واژه كارآفريني از كلمه فرانسوي Entreprendre به معناي " متعهد شدن " نشاُت گرفته اسـت. بنابـر تعريف واژنامه دانشگـاهي وبستر : كارآفرين كسي است كه متعهد مي شود مخاطره هـاي يك فعاليت اقتصادي را سازماندهي ، اداره و تقبل كند.

اقتصاد دانان نخستين كساني بودند كه در نظريه هاي اقتصادي خود به تشريح كارآفرين و كارآفريني پرداختند. ژوزف شومپــيتر كارآفرين را نيــروي محركــه اصلي در توسعه اقتصادي مي داند و مي گويد: نقش كارآفرين نوآوري است . از ديدگاه وي ارائه كالايي جديد ، ارائه روشي جديد در فرآيند توليد ، گشايش بازاري تازه ، يافتن منابع جديد و ايجاد هرگونه تشكيلات جديد در صنعت و... از فعاليت هاي كارآفرينان است. كـرزنر نيز كـه از استــادان اقتصاد دانشگاه نيويورك مي باشد كارآفريني را اين گونه تشريح مي كند : كارآفريني يعني ايجاد سازگاري و هماهنگي متقابل بيشتر در عمليات بازارها.

كارآفريني سازماني : فرآيندي است كه در ان محصولات يا فرآيند هاي نوآوري شده از طريق القاء و ايجاد فرهنگ كارآفرينانه در يك سازمان از قبل تاُسيس شده ، به ظهـور مي رسند.به تعريفــي ديگر : فعاليتهـاي كارآفرينانـه فعاليت هايي است كه از منابـع و حمـايت سازماني به منظور دستيابي به نتايج نـوآورانه برخـوردار مي باشد.

كارآفرين سازماني: كسي كه تحت حمايت يك شركت ، محصولات ، فعاليتها و تكنولوژي جديد را كشف و به بهره داري مي رساند.

كارآفريني : فرآينــدي است كه منجر به ايجــاد رضايتمندي و يا تقاضاي جديد مي گردد.كارآفريني عبارتسـت از فرآينـد ايجـاد ارزش از راه تشكيل مجموعهُ منحصر به فردي از منابع به منظور بهره گيري از فرصتها.

كارآفرين (مستقل) : فردي كه مسوُليت اوليه وي جمع آوري منابع لازم براي شروع كسب و كار است و يا كسي كه منابع لازم براي شروع و يا رشد كسب و كاري را بسيج مي نمايد و تمركز او بر نواوري و توسعه فرآيند ، محصول يا خدمات جديد مي باشد. به عبارت ديگر ، كارآفرين فردي است كه يك شركت را ايجاد و اداره مي كند و هدف اصلي اش سود آوري و رشد است . مشخصه اصلي يك كارآفرين ، نوآوري مي باشد.

كارآفرين شركتي : كارآفريني شركتي به مفهوم تعهد شركت به ايجاد و معرفي محصولات جديد و نظام هاي سازماني نوين است.

ويژگيهاي شخصيتي كارآفرينان : ديويد مك كللند از استادان روانشناسي دانشگاه هاروارد آمريكا كه اولين بار "نظريه روانشناسي توسعه اقتصادي" را مطرح نمود ، معتقد است كه عامل عقب ماندگي اقتصادي در كشور هاي در حال توسعه مربوط به عدم درك خلاقيت فردي است بنابر عقيده ايشان با يك برنامه صحيح تعليم و تربيت مي توان روحيه كاري لازم را در جوامع تقويت نمود ، به گونه اي كه شرايط لازم براي صنعتي شدن جوامع فراهم آيد.

كارلند و همكارانش اهم ويژگيهايي را كه در مورد كارآفرينان مورد بررسي واقع و تاُييد شده بودند ، جمع آوري نمودند كه اهم آنها عبارتند از:


- نياز به توفيق

- تمايل به مخاطره پذيري

- نياز به استقلال

- كارآفرينان داراي مركز كنترل دروني هستند.

- خلاقيت

 

http://www.karafariny.com 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 21:52  توسط مریم عرب | 
هوالجبّار

سلام به همگی.

احتمالا تا الان همتون برگه انتخاب واحد ترم جدید رو گرفته باشید و احتمالا اگه تصمیم گرفته باشین یه برنامه ریزی برای انتخاب واحد داشته باشین متوجه شدین که ترم آینده هیییییییییچ درس اختصاصی برای ما ارئه نشده تازه اگه  بخوایم  خیلی واحد بگیریم که برسه به بیست تا ، بایدتو یه روز سه امتحان بدیم  و اگه ۱۷ تا میشه دو امتحان تو یه روز!  البته در صورتی که شما  IT رو گذرونده باشید .  اخبار جدید دانشکده هم اینکه هیچ دو درس عمومی رو نمیتونیم با هم برداریم بعد تازه اگه بشه بازم امتحانشون تو یه روزه!!!

البته شاید شما تونسته باشین یه راهی پیدا کنید که بدون هیچ دغدغه ای انتخاب واحد کنید اگه راهی دارید بگید مام بدونیم!

راه حل پیشنهادی :

باید به مدیر گروه محترم مراجعه شود و با تقدیم اعتراض نامه ای به پیوست برگه ای شامل امضای تمامی دانشجویان مراتب اعتراض خود را اعلام نموده و خواهان بررسی هرچه سریعتر در این خصوص باشیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 21:54  توسط دانشجو | 
<