![]() |
![]() |
|
| ما زنده به آنيم که آرام نگيريم~~~~~~ موجيم که آسودگي ما عدم ماست |
|
پسر کوچک، مشغول بازی در گودال شنی اش بود. او چند ماشین و کامیون کوچک داشت و یک سطل و بیلچه پلاستیکی. همچنان که مشغول کندن جاده و تونل بود به یک سنگ بزرگ درست وسط گودال شنی برخورد کرد.پسرک ماسه ها را به کناری زد به این امید که سنگ را از میان گودال شن ها بیرون بکشد. ولی سنگ سنگین تر از توان او بود و باز به درون گودال باز میگشت. از اهرم استفاده کرد و آن را به زور بلند کرد. ولی هر بار که فکر می کرد پیشرفتی در کارش حاصل شده سنگ به وسط گودال می لغزید و باز می گشت. انگشتانش درد گرفته و خراشیده شده بود و هنوز تلاش بی حاصلش را با ناله و درماندگی ادامه می داد.
اشک پسرک از سر نا امیدی جاری شد. در تمام این لحظات، پدر پسرک از پشت پنجره اتاقش این داستان غم انگیز را تماشا می کرد. در همان حال که اشک های پسرک فرو می ریخت، سایه بزرگی گودال شنی و پسرک را پوشاند. پدر پسرک با ملایمت اما محکم پرسید: " چرا تمام نیروی ای را که در اختیار توست به کار نمی بری؟" پسرک با حالتی مغلوب در میان هق هق و با صدایی بریده بریده گفت:" اما پدر من همین کار را کردم، من تمام توانم را به کار بردم."پدر به آرامی حرف او را تصحیح کرد." نه پسرم! تو تمام قدرتی را که داشتی استفاده نکردی. تو از من کمک نخواستی!" پدر خم شد، سنگ را برداشت و آن را از گودال شنی به بیرون پرتاب کرد برداشت شخصی : بعضی اوقات فکر میکنیم اگه نمام توان خودمونو بکار ببریم مشکل حل میشه اما واقعا اون تمام توان ماست ما بعنوان کسانیکه داریم ( لااقل سعی میکنیم) کارآفرین میشم باید یادبگیریم که فقط زور زدن و ... کارمونو پیش نمیبره بلکه گاهی لازمه ارتباط مفیدی داشته باشیم ، گاهی لازمه مهره درست رو برداریم ؛ گاهی لازمه از آدمه مناسبی کمک بگیریم ؛ گاهی لازمه کار رو بسپاریم دست آدمه کاردان !!! و... حتی گاهی لازمه فقط به خدا توکل کنیم... سبز و پایدار بمانید. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 19:22 توسط سعید نيري |
|
|
دانشمندي یک آزمایش جالب انجام داد... او یک اکواریم شیشه ای ساخت و ان را با یک دیوار شیشه ای دو قسمت کرد.
داخل یک قسمت یک ماهی بزرگتر انداخت و در قسمت دیگر یک ماهی کوچکتر که غذای مورد علاقه ی ماهی بزرگتر بود. ماهی کوچکتر تنها غذای ماهی بزرگ بود و دانشمند به او غذای دیگری نمی داد... او برای خوردن ماهی کوچکتر بارها و بارها به طرفش حمله می کرد، اما هر بار به دیوار نامرئی می خورد. همان دیوار شیشه ای که او را از غذای مورد علاقش جدا می کرد.بالا خره بعد از مدتی از حمله به ماهی کوچک منصرف شد. او باور کرده بود که رفتن به طرف ديگر اکواریوم و خوردن ماهی کوچک کار غیر ممکنی است. پس از چندي، دانشمند شیشه وسط را برداشت و راه ماهی بزرگ را باز کرد. اما ماهی بزرگ هرگز به سمت ماهی کوچک حمله نکرد. او هرگز قدم به سمت دیگر اکواریوم نگذاشت. میدانید چرا؟ ان دیوار شیشه ای دیگر وجود نداشت، اما ماهی بزرگ توي ذهنش یک دیوار شیشه ای ساخته بود. یک دیوار که شکستنش از شکستن هر دیوار واقعی سخت تر بود. ان دیوار باور خودش بود. باورش به محدودیت. باورش به وجود دیوار. باورش به ناتوانی. ما هم اگ خوب در اعتقادات خودمان جستجو کنیم، کلی دیوار شیشه ای پیدا می کنیم که نتیجه ی مشاهدات و تجربیات قبلي ماست و خیلی از آنها هم وجود ندارند و فقط توي ذهن خود ما هستند. با کمي انديشه، ديوارهاي ذهني و محدوديتهاي خود را پيدا نموده و از ميان برداريد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 20:29 توسط سعید نيري |
|
|
مرد بيکاري براي سِمَتِ آبدارچي در مايکروسافت تقاضا داد. رئيس هيئت مديره با او مصاحبه کرد و تميز کردن زمين را - به عنوان نمونه کار- ديد و گفت: «شما استخدام شدين، آدرس ايميلتون رو بدين تا فرمهاي مربوطه رو واسه تون بفرستم تا پر کنين و همينطور تاريخي که بايد کار رو شروع کنين..» مرد جواب داد: «اما من کامپيوتر ندارم، ايميل هم ندارم!» رئيس هيئت مديره گفت: «متأسفم. اگه ايميل ندارين، يعني شما وجود خارجي ندارين. و کسي که وجود خارجي نداره، شغل هم نميتونه داشته باشه.» مرد در کمال نوميدي اونجا رو ترک کرد. نميدونست با تنها 10 دلاري که در جيبش داشت چه کار کنه. تصميم گرفت به سوپرمارکتي بره و يک صندوق 10 کيلويي گوجه فرنگي بخره. بعد خونه به خونه گشت و گوجه فرنگيها رو فروخت. در کمتر از دو ساعت، تونست سرمايه اش رو دو برابر کنه. اين عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت. مرد فهميد ميتونه به اين طريق زندگيش رو بگذرونه، و شروع کرد به اين که هر روز زودتر بره و ديرتر برگرده خونه. در نتيجه پولش هر روز دو يا سه برابر ميشد. به زودي يه گاري خريد، بعد يه کاميون، و به زودي ناوگان خودش رو در خط ترانزيت (پخش محصولات) داشت ..... پنج سال بعد، مرد ديگه يکي از بزرگترين خرده فروشان امريکا شد. شروع کرد تا براي آينده خانواده اش برنامه ريزي کنه، و تصميم گرفت بيمه عمر بگيره. به يه نمايندگي بيمه زنگ زد و سرويسي رو انتخاب کرد. وقتي صحبت شون به نتيجه رسيد، نماينده بيمه از آدرس ايميل مرد پرسيد. مرد جواب داد: «من ايميل ندارم.» نماينده بيمه با کنجکاوي پرسيد: «شما ايميل ندارين، ولي با اين حال تونستين يک امپراتوري در شغل خودتون به وجود بيارين.. ميتونين فکر کنين به کجاها ميرسيدين اگه يه ايميل هم داشتين؟» مرد براي مدتي فکر کرد و گفت: «آره! احتمالاً ميشدم يه آبدارچي در شرکت مايکروسافت! »
شايد اين داستان براي بسياري از شما تکراري باشد ولي آيا تا کنون فکر کرده ايد که چقدر از اهداف و آرزوهايمان گذشته ايم تنها بدليل اينکه زيرساختها و پيش نيازهاي لازم را در خود نديده ايم؟ اگر بخواهيم به نداشته ها و نقاط ضعف خود بيانديشيم بايستي هميشه درجا بزنيم. يکي از خصوصيات افراد موفق عملگرا بودن است. آنها با علم به نقاط ضعف و تهديدها، شروع مي نمايند و منتظر ايده آلها نمي مانند. شما چگونه فکر مي کنيد؟http://www.docfa.ir/management |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 22:0 توسط سعید نيري |
|
|
سلام خوب من گفته بودم که منم تنبلی رو میذارم کنار و تو سرپانگهداشتن وبلاگ کمک میکنم ولی یه مدت دوباره کوتاهی کردم - مثل همیشه خانم عرب و آقای رودی جور کشی کردن - که عذر می خوام : برای اینکه درازای این فضایی که دارم از وبلاگ اشغال میکنم مطلب مفیدی رو ارائه کنم با خودم فکر کردم که شاید بد نباشه به صورت پیوسته درمورد نوشتن طرح کسب و کار –طی چند پست در آخر هر هفته – یه توضیح مختصری بدم . فقط لطف کنید حتما بگید که این فکر مناسب و درست هست یا نه که اگه به نظرتون لزومی نداشت یه فکر دیگه ای بکنم .
طرح کسب و کار برای یک پروژه یا فعالیت تجاری در هر سازمان بزرگ و شرکت کوچکی نوشته می شود و مقیاسی خواهد بود برای کارمندان و مدیران تا به واسطه آن بتوانند میزان موفقیّت خود و شرکت را بسنجند و برای فعالیت های آتی خود تصمیم گیری کنند . این برنامه بر اساس توانایی های شرکت در نیروی انسانی ، تجهیزات و سرمایه تهیه می شود . اجزای برنامه کسب و کار شامل " خلاصه مدیریتی ، معرفی و توصیف شرکت ، کالا یا خدماتی که می خواهد ارائه شود ، تجزیه و تحلیل بازار برای کالا یا خدمت مورد نظر، برنامه بازاریابی ، برنامه عملیاتی ، برنامه مالی ، سوابق گروه مدیریتی و دورنمای اقتصادی سه تا پنج ساله " می باشد . * من از چکیده مدیریتی می خوام شروع کنم وبه امید خدا اگه دوستان بخوان تا آخرین مرحله نوشتن طرح ادامه میدم . چکیده مدیریتی نقطه شروع برنامه کسب و کار بوده و معمولا نباید بیشتر از دو تا سه صفحه باشد . - یادمون باشه مدیران مشغله های زیادی دارن و نمی خوان یا نمی تونن که وقت زیادی رو صرف خوندن برنامه ما کنن –
چکیده مدیریتی رئوس اهداف و دیدگاه های شما را دربرگرفته و استراتژی کسب و کار شما را بیان می کند .برای اینکار باید مطالب کل طرح خود را به طور خلاصه و قانع کننده همراه اعداد و ارقام پیشنهادی در صفحات محدودی تایپ کنید . اگر نتوانیم چکیده تأثیرگذار و منطقی را تهیه کنید ، حمایت افراد حامی برنامه خود را از دست می دهید . این مطلب ادامه دارد ... " تلاش رو فراموش نکنید " |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 1:10 توسط سعید نيري |
|
|
سلام دوستان درسخون و پر کار: ظاهرا از اونجایی که همه سردرگریبان مسائل و گرفتاریهای خودمونیم فراموش کردیم که یه وبلاگی هم داریم و باید لااقل هرازچندگاهی هم یه فعالیتی درش انجام بدیم ... (البته با خودم هم هستم !!) **انشاا...همه مشغول هر کاری که هستید موفق ، مؤید و البته شاد باشید** راستش چند روز قبل به واسطه یادآوری یکی از دوستام کتابی رو مجددا خوندم که احتمالا خیلی ها اونو مطالعه کردید . از اونجایی که مضمون کتاب بر پایه تغییر و عکس العمل بجا استوار هستش و ما هم یه جورایی بواسطه رشتمون با تغییر و تحول اجین شدیم خالی از لطف ندیدم که لااقل معرفی از این کتاب رو، البته به زبان خودم، براتون بنویسم : – امیدوارم برای کسانی که اونو مطالعه نکردن مفید واقع بشه و کتاب رو کامل مطالعه کنن– چه کسی پنیر مرا جابجا کرد ؟ * اگه کمی زیاد ازحد به زبان ساده بیان کردم ببخشید ولی مطمئن باشید که این کتاب داستان نیست بلکه در زندگی همه ما جاری و اثر گذاره ؟!! * اگه خوندینش و دوست داشتید نظراتتونو بگید؛ برام جالبه ببینیم اطرافیان خود من چه برداشتی ازش داشتن و به نظر اونا چطور میشه ازش تو کسب و کار و حتی زندگی روزمره بهره برد !! ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم شهریور 1387ساعت 0:12 توسط سعید نيري |
|
|
کسی آرام می آید... نگاهش خیس عرفان است. کسی فانوس بر دستش بسان نور می آید... امید قلب ما روزی ز راه دور می آید... میلاد با سعادت یگانه منجی عالم بشریت ، مهدی موعود، حضرت ولیعصر(عج) و عید صاحبدلان مبارک.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 20:49 توسط سعید نيري |
|
|
انســان از دید گاه ارقـــام : به خوبی آگاهید که اعداد و ارقام هیچگاه دروغ نمی گویند . پس نگاهی به ارقام آتی بیندازید تا ببینید ساعات و روزهای عمـــر خود را چگونه صرف می کنید ! * توضـیح : ارقــام مربوطه توسط پزشک مشاور تهـیه و جملگی تقـریبی هستند . پس به جزئـیات توجه نکرده و به پیام اصــلی این ارقام اندیشه کنید ! کار کردن : یک انسان در طول روز بطور نسبی ۱۰ ساعت کار می کند . اعم از تحصیل، اداره یا خانه داری . ۲۵ سال <---- ۳۰۴ ماه <---- ۹۱۲۵ شبانه روز <---- ۲۱۹۰۰ ساعت ----- ۶۰ سال یعنی شما در طول 60 سال عمر خود "۲۵ سال" بطور شبانه روزی به کارکردن اشتغال دارید! حکایت بانک زمان : تصور کنید حساب بانکی دارید که در آن هر روز صبح ۸۶۴۰۰ تومان پول به حساب شما واریز می شود و فقط تا آخر شــب فرصت خرج کردن همه آن را دارید چون آخر وقت حساب شما خود به خود خالی می شود . پس شما چه خواهید کرد ؟ البته سعی می کنید تا آخرین ریال را خرج کنید ! *هر یک از ما چنین حسابی داریم ؛ حساب بانکی زمان * هر روز صبح در بانک زمان شما ۸۶۴۰۰ ثانیه واریز می شود که تا پایان شب به اتمام می رسد . هیچ برگشتی در کار نیست و هیچ مقداری از زمان به فردا اضافه نمی شود . ارزش یک سال را دانش آموزی که پشت کنکور مانده ، می داند . ارزش یک ماه را مادری باردار می داند . ارزش یک هفته را سر دبیر یک هفته نامه می داند . ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جا مانده می داند . و ارزش یک ثانیه را آنکه از تصادفی مرگبار جان سالم به در برده ، می داند . * باور کنید هر لحظه گنج بزرگی است ! گنجتان را آسان از دست ندهید * ** به یاد داشته باشیم : زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند !
** فراموش نکنیم : دیروز ----> به تاریخ پیوست . منبع: کتاب( لطفا گوسفند نباشید ).انتشارات نامن |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 21:56 توسط سعید نيري |
|
|
* به نام آنکه یادش آرامش دهنده قلبهاست * سلام به همه همکلاسی های فعال ... . بالاخره به لطف خدا و با همت ، تلاش ، همیاری و همدلی دوستان ، همایش هم به سرانجام رسید و تونستیم در یکی دیگه از امتحانات سختمون برای اثبات لیاقت ، جسارت و تواناییمون نمره قبولی بگیریم ...! مسلماً هر برنامه ایی که برای اولین بار انجام بشه خالی از عیب و نقص نیست ؛ مهم اینه که ما از این فرصت ها نهایت استفاده رو بکنیم و کسب تجربه ای کرده باشیم ؛ در ضمن باید قبول کنیم هر کسی که دست همکاری داده بود تلاش کرد تا این مراسم به بهترین شکل برگزار بشه ( نمی گم تمام تلاش خودشونو چون معتقدم توانایی ما بیشتر از این حرفهاست فقط باید سازماندهی بشه ...! ) یادمون باشه که : * خدا به هر پرنده دانه ای می دهد اما آنرا درون لانه اش نمی گذارد ... .! و از اون مهم تر : * همکاری فقط با هم کار کردن نیست ، برای هم کار کردن است ... ! واقعاً از همه دوستانی که زحمت کشیدند تشکر می کنم ... امید وارم این کارنقطه شروعی برای انجام هرچه بهتر فعالیت های آینده باشه ... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:0 توسط سعید نيري |
|
|
عطرنرگس ، رقص باد نغمه شوق پرستو های شاد خلوت گرم کبوترهای مست نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار ... فرا رسیدن سال نو ، عید باستانی نوروز و بهار زندگی بر همه ، بویژه کارآفرینان بهار آفرین مبارک باد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 0:0 توسط سعید نيري |
|
|
سلام : با کسب اجازه از دوستانی که مطالبشون رو صفحه ی اصلی هست ... من یه پیشنهادی داشتم (که گفتم اصلش برای آقای عظیمی بود که جلسه آخر کلاس تفسیر مطرح کرد ) و از آنجا که ممکنه بعضی ها زیاد کامنت ها رو دنبال نکنن و چون به نظر ارزش به انجام رسوندنشو داره ، رو صفحه اصلی قرار دادم؟! اینطور که معلومه الحمدالله اکثر دوستان اهل کتاب هستن ... و حتی در صورت امکان در اختیار همدیگه قرار بدیم تا همه بتونن اونا رو مطالعه کنن ... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 10:57 توسط سعید نيري |
|
|
باز هم سلام : بنا به اقدامات صورت گرفته و جمع آوری آمار مربوط به دوستان آشنا با کامپیوتر ؛ از آنجا که تعداد افراد مذکور بیش از ۱۵ نفر ارزیابی شده ... ، ظاهرا قرار بر این شده : آن دسته که با برنامه های یاد شده ( OFFICE ) آشنایی دارند در کلاس ها ی ساعت" ۸-۹:۳۰" شرکت کرده و دسته ی دوم در کلاس های بعد از ظهر " ۳٠:١٧ – ١٦ " شرکت کنند ... . * البته از طریق مذاکره امکان جابجایی ساعت از " ١٦ " به" ١۳ " برای دسته ی دوم وجود دارد ... .؟! |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 23:18 توسط سعید نيري |
|
*کسانی که ریاضی یا زبان پیش داشتند :
۸-۹:۳۰ ۱۰-۱۱:۳۰ ۱۳-۱۴:۳۰ ۱۴:۳۰-۱۶ ۱۶-۱۷:۳۰ *اساتید : فناوری اطلاعات : استاد حاجی حیدری / حسابداری : استاد مدرس / آمار : استاد کریمی *توجه: سعی بر این است که در صورت امکان کلاس آمار زود تر و در ساعت ۱۳ همان روز ها برگزار شود ... . - گروه دوم در صورت امکان می توانند معارف اسلامی را انتخاب کنند ... . - از دادن کد های واحد ها به دلیل امکان بروز اشتباه خودداری کردم ... . |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 9:30 توسط سعید نيري |
|
|
امروزه در جوامع اطلاعاتی , یک شهروند به عنوان انسان عصر اطلاعات، نیازمند یکسری توانائیها می باشد که با کمک آنها بتواند یک کسب و کار را شروع کرده و ضمن هدایت درست آن، موجبات پیشرفت کسب و کار را نیز فراهم کند. این مهارت ها عبارتند از: |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 18:55 توسط سعید نيري |
|
|
Akio Morita بنيانگذار SONY «Akio Morita» در 26 ژانويه سال 1921 در «Nagoya» كشور ژاپن متولد شد. او كه در رشته فيزيك تحصيل مي كرد، با آغاز جنگ جهاني دوم به خدمت ارتش ژاپن درآمد و در ناوگان دريايي ارتش به كارمشغول شد. در هفتم ماه مه سال 1946 «Morita» به همراه يكي از همرزمانش در جنگ با نام «Masaru Ibuka» يك شركت تعمير راديوهاي دست دوم تحت عنوان «Tokyo Tsushin kogyo» بنا كردند. در آن زمان Morita 25 سال و Ibuka 38 سال داشت و هر دو با سرمايه اوليه 190 هزار ين ژاپن شركت را با 20 كارمند اداره مي كردند. در سال 1949 شركت اولين نوارهاي مغناطيسي خود را روانه بازار كرد و در سال 1950 توانست اولين ضبط صوت هاي ژاپني را توليد نمايد. در سال 1957 نيز اولين راديوهاي جيبي توسط اين كمپاني توليد و به بازار عرضه گرديد. يكسال بعد زماني كه شركت كوچك سابق حال به يك كمپاني نسبتا صاحب نام تبديل شد، تصميم به تغيير عنوان آن به «Sony» گرفته شد . در سال 1960 كمپاني Sony اولين تلويزيون هاي ترانزيستوري را ابداع نمود و بعد به طور گسترده روانه بازار نمود. در سال 1965 نيز اولين دوربين فيلمبرداري خانگي توسط اين كمپاني ساخته و به بازار عرضه شد. پس از آن محصولات مهم Sony عبارت بودند از «Walkman» تلويزيون هاي «Trinitron» مايكرو ديسكت هاي كامپيوتر و سرانجام از «Sony Play station» كه هر يك شهرت فراواني را به سوي اين امپراطوري عظيم روانه ساخت. با گسترده تر شدن فعاليت كمپاني در عرصه الكترونيك و افزايش حجم تقاضا از سراسر دنيا شعبات متعددي در سراسر اين كره خاكي بنا شد. در كشور آمريكا اين شعبه در سال 1970 كار خود را با رياست شخص «Morita» آغاز نمود و اينگونه شد كه «Sony» به عنوان اولين شركت ژاپني در بورس نيويورك حضور يافت. دو سال بعد يعني در سال 1972 مجددا Sony اولين كمپاني بود كه يك كارخانه آمريكايي داير مي كرد. در رابطه زندگي شخصي «Morita» نكات جالبي وجودارد . او در مدت زندگاني اش دوستان پرنفوذ بسياري در سراسر دنيا علاوه بر كشور ژاپن داشت كه نخست وزير پيشين ژاپن و همچنين «Kissinger» رئيس جمهور دهه هاي سابق ايالات متحده از جمله اين افراد به شمار مي روند. در اواخر دهه 1990 ثروت او كه بيش از 3/1 ميليارد دلار تخمين زده مي شد سبب گشت تا مجله اقتصادي «Forbes» نام «Morita» را در ليست ثروتمندترين هاي دنيا قرار دهد. همچنين او تنها غير آمريكايي بود كه مجله «Time» به عنوان بزرگترين و موفق ترين مديران و بازرگانان در ليست خود جاي داد. او همچنين به سبب سياست هاي اقتصادي و مهارت هاي مديريتي كه از خود به نمايش گذارد، از سوي مجامع علمي مختلف ژاپن ، انگلستان و ايالات متحده نشان يادبود و لياقت دريافت كرد. ديگر اينكه به سبب مشغله فراوان كاري در دوران جواني «Morita» پس از سن 50 سالگي تازه به يادگيري ورزش هاي اسكي، تنيس و همچنين غواصي روي آورد كه اين امر در نوع خود بي نظير است. اشتغال يكباره او به اين ورزش ها موجب گرديد تا در سال 1993 هنگامي كه مشغول بازي تنيس بود، دچار حمله قلبي شود و مابقي عمر را بر روي صندلي چرخ دار سپري نمايد. يكسال بعد يعني در سال 1994 از سمت خود در كمپانيSony استعفا داد و «Norio Ohga» را جانشين خود ساخت. سرانجام « Akio Morita» در سوم اكتبر 1999 در سن 78 سالگي بر اثر بيماري ذات الريه جان سپرد و تمامي اموال و دارايي خود را براي همسر و دو پسر و تنها دخترش به ارث گذاشت. هم اكنون امپراطوري عظيم Sony با فروش سالانه بيش از 33 ميليارد دلار، در جايگاه قدرتمندترين بازار صوتي تصويري قرار دارد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 22:7 توسط سعید نيري |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
مدیریت کسب و کارهای کوچک !!!
کسب و کارهای کوچک : کارهای با جمعیتی در حدود 500 نفر.... پس همچین هم کوچک نیست.... مدیریت کارهای زود بازده .... مدیریتی شاید متفاوت که اولین شرط موفقیت در اون خلاقیت فرده کارآفرینه. |
| پیوندهای روزانه |
|
رخ انديشه آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
اخبار کارآفرینی کسب و کار مطالب جالب کارآفرینان برنامه ها |
|
RSS
|