تبليغاتX
مدیریت کسب و کارهای کوچک
ما زنده به آنيم که آرام نگيريم~~~~~~ موجيم که آسودگي ما عدم ماست

سلام

خوب من گفته بودم که منم تنبلی رو میذارم کنار و تو سرپانگهداشتن وبلاگ کمک میکنم ولی یه مدت دوباره کوتاهی کردم  - مثل همیشه خانم عرب و آقای رودی جور کشی کردن - که عذر می خوام :

برای اینکه درازای این فضایی که دارم از وبلاگ اشغال میکنم مطلب مفیدی رو ارائه کنم با خودم فکر کردم که شاید بد نباشه به صورت پیوسته درمورد نوشتن طرح کسب و کار –طی چند پست در آخر هر هفته – یه توضیح مختصری بدم .

فقط لطف کنید حتما بگید که این فکر مناسب و درست هست یا نه که اگه به نظرتون لزومی نداشت یه فکر دیگه ای بکنم .

                                     BP

طرح کسب و کار برای یک پروژه یا فعالیت تجاری در هر سازمان بزرگ و شرکت کوچکی نوشته می شود و مقیاسی خواهد بود برای کارمندان و مدیران تا به واسطه آن بتوانند میزان موفقیّت خود و شرکت را بسنجند و برای فعالیت های آتی خود تصمیم گیری کنند .

این برنامه بر اساس توانایی های شرکت در نیروی انسانی ، تجهیزات و سرمایه تهیه می شود .

اجزای برنامه کسب و کار شامل " خلاصه مدیریتی ، معرفی و توصیف شرکت ، کالا یا خدماتی که می خواهد ارائه شود ، تجزیه و تحلیل بازار برای کالا یا خدمت مورد نظر، برنامه بازاریابی ، برنامه عملیاتی ، برنامه مالی ، سوابق گروه مدیریتی و دورنمای اقتصادی سه تا پنج ساله " می باشد .

* من از چکیده مدیریتی می خوام شروع کنم وبه امید خدا اگه دوستان بخوان تا آخرین مرحله نوشتن طرح ادامه میدم .

چکیده مدیریتی نقطه شروع برنامه کسب و کار بوده و معمولا نباید بیشتر از دو تا سه صفحه باشد .

 - یادمون باشه مدیران مشغله های زیادی دارن و نمی خوان یا نمی تونن که وقت زیادی رو صرف خوندن برنامه ما کنن –

پس هنر ما بعنوان نویسنده طرح – بخصوص ما که اسم خودمونو میذاریم کارآفرین = پیشرو – اینست که طوری سلیس و روان و موجز بنویسیم تا فرد خواننده طرح را طرحی ارزشمند ، مفید و قابل اطمینان برای سرمایه گذاری تلقّی کند .

                                              

 

چکیده مدیریتی رئوس اهداف و دیدگاه های شما را دربرگرفته و استراتژی کسب و کار شما را بیان می کند .برای اینکار باید مطالب کل طرح خود را به طور  خلاصه و قانع کننده همراه اعداد و ارقام پیشنهادی در صفحات محدودی تایپ کنید .

اگر نتوانیم چکیده تأثیرگذار و منطقی را تهیه کنید ، حمایت افراد حامی برنامه خود را از دست می دهید .

این مطلب ادامه دارد ...

" تلاش رو فراموش نکنید "

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 1:10  توسط سعید نيري | 

جک ولش در سال 1928 در آمریکا به دنیا آمد. کارشناسی مهندسی شیمی را از دانشگاه ام.آی.تی و کارشناسی ارشد و دکترای همان رشته را از دانشگاه ایلی نویز گرفت. وی پس از طی مراحل مختلف مدیریتی در بخشهای مختلف شرکت جنرال الکتریک، در سال 1980 در 45 سالگی به عنوان نوزدهمین مدیرعامل شرکت 120 ساله جنرال الکتریک به کار مشغول شد. او بلافاصله انقلاب جدیدی را در شرکت آغاز کرد و به کارکنانش دستور داد همه وقت هــدردادن های دیوانسالارانه و بودجه بندیهای فریبنده را کنار بگذارند. وی سپس با کوچک سازی شرکت به استفاده از اندیشه تمامی کارکنان در بهبود فعالیتهای شرکت دست زد. این فعالیتها همراه با توسعه نگـــــــرش 6 سیگما و ورود به حوزه فعالیتهای شبکه ای سبب شد که سهام 100 دلاری شرکت در ابتدای شروع به کار او به بیش از دو هزار دلار برسد و درنتیجه سود سالانه 27 میلیارد دلاری سهام به 80 میلیارد دلار و دارایی 25 میلیارد دلاری به 400 میلیارد دلار افزایش یابد. جک ولش پس از 40 سال حضور در جنرال الکتریک که 20 سال آخر آن در بالاترین پست اجرایی (مدیرعاملی) سپری شد الگوی موفقی از آینده نگری و فداکاری و تدبیر و مسئولیت را در مقابل مدیران در سطح جهان قرار داد و خود را شایسته نامزدی مدیر برتر قرن بیستم کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 14:47  توسط مریم عرب | 

از مهمترین ویژگی های یک مدیر خوب، توانایی کار و ارتباط برقرار کردن با دیگران است. در این مقاله ، ده ویژگی مهم برای تمایز یک مدیر موفق در برقراری ارتباط آورده شده است:

1.      در دسترس بودن

یک مدیر موفق همیشه در دسترس  و در تماس با دیگران است. یکی از مهمترین مهارت های مدیریت ، توانایی  تشخیص نیاز ها و آمادگی جهت پاسخ گویی سریع به آنهاست.

2.      برقراری ارتباطات هماهنگ

یک مدیر خوب اهمیت روابط کار را می داند و برای خلق یک محیط منسجم ، کوشاست. نتیجه این  انسجام و هماهنگی ، رسیدن به موفقیت به جای ایجاد اختلاف است . مدیر موفق به حداقل رساندن میزان تعرض در محیط کار را در اولویت کار خود قرار می دهد.

3.      خوش بر خورد بودن

یک مدیر خوب، خوشرو بوده و پذیرای همگان است. او محیطی را ایجاد می کند که در آن صداقت ، راستی و عدالت به جای پیش داوری حاکم باشد.

4.      استفاده مناسب از موقعیت خود

یک مدیر خوب ، نسبت به استفاده مناسب از پست و مقام خود حساس است. او برای رضایت خود، گرفتن ترفیع و یا تسلط بر دیگران از موقعیت خود سوءاستفاده نمی کند مدیر موفق از مقام خود خردمندانه استفاده می کنند تا به محیط اطراف خود سروسامان بدهند.

5.      حفظ اسرار

مدیر خوب جلسات خود را در محیطی آکنده از اعتماد و اطمینان برگزار می کند. آنها راز دار هستند و در این رابطه به حریم خصوصی دیگران احترام می گدارند.

6.      داشتن انگیزه

مدیران خوب، اهدافی را پایه گذاری کرده و به کار می گیرند تا به خود و دیگران انگیزه ببخشند. آنها اهمیت پیشرفت شخصی و شغلی را درک می کنند . انها هر کاری را که برای ارتقا سطح دانش و مهارت خود لازم است انجام داده و اطلاعات شغلی شان همیشه به روز است .آنها نه تنها به خود بلکه به دیگران نیز انگیزه می دهند.

7.      حمایت کردن

مدیران خوب این توانایی را دارند  که افرادی را که تحت نظرشان هستند، از نظر عاطفی حمایت کنند .آنها اهمیت تشویق کردن و اعتماد به نفس دادن و هم چنین معنای یک کار خوب را می دانند.

8.      حفظ انگیزه و روحیه کار

یک مدیر خوب ،انگیزه و دلگرمی ایجاد می کند تا عملکرد کارکنان خود را برای حفظ کیفیت کار بهبود بخشد.

9.      داشتن روابط شفاف

یک مدیر خوب ، بسیار خوب ارتباط برقرر می کند. مدیریت او شامل شفاف سازی موانع و مراحل در یک پروژه ی کاری است. او اهدافی را تعیین مکند که واضح ، دست یافتنی و مهم باشند.

10.  درک فعالیت گروهی

یک مدیر خوب ، اصول روابط گروهی  را می داند . مدیران موفق این توانایی را دارند که بدون دامن زدن به اختلافات  و بی اهمیت دانستن ناهماهنگی ها ، یک گروه را رهبری کنند. آنها در ایجاد احساس وحدت در یک گروه و حفظ توازن میان نقاط ضعف و قوت اعضا برای رسیدن به بهترین نتایج مهارت دارند.

 

برگرفته از مجله موفقیت نیمه اول آبان 87

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 21:16  توسط مریم عرب | 

 

 وقتی کیفیت کار کسی مدام بهتر می شود و در انجام وظایف شغلی اش پیشرفت کند ، از شغل کارمندی به سرپرستی ، مدیریت و بلاخره به رهبری ارتقاء پیدا خواهد کرد. مدیران ورهبران وظیفه دارند که از افراد و منابعی که در اختیار دارند بهترین استفاده را بکنند تا به نتایج تعیین شده برسند. وقتی توانایی کسی در انجام امور افزایش پیدا کند ، مدیران و رهبران از او در جای بهتر و مناسب تری استفاده می کنند و طبیعتا از نظر شغلی ارتقاء پیدا می کند.

 مدیر قرن بیست و یکم:

در بین انواع مدیریت و رهبری، « رهبری تحول گرا» در بالاترین رده قرار دارد . رهبری تحول گرا نوعی از مدیریت  است که عواطف و احساسات کارکنان را بر می انگیزد و از منابع احساسی و روانی سازمان به خوبی استفاده می کند. یک مدیر تحول گرا موجب توانمندی کارکنان سازمان می شود به طوری که از حدود عملکرد قبلی شان بسیار فراتر می روند.

 کلید رهبری موفق:

کلید موفقیت رهبران تحول گرا در توانمند کردن دیگران است. رهبران تحول گرا آنهایی هستند که مردان و زنان عادی را به سطح عالی عملکرد ارتقاء  می دهند. نقش مدیر برتر مانند یک کاتالیزور در فرایند شیمیایی است . کاتالیزور خودش مستقیما در واکنش شیمیایی شرکت ندارد بلکه باعث می شود سایر موارد با یکدیگر ترکیب شوند. رهبر تحول گرا نیز کاری می کند که کارکنان به نحو بهتری با همدیگر همکاری کنند. باید بتوانید با کارمندان حرف بزنید انها را تهییج کنید.

 کنار آمدن با نسل جوان:

در قرن بیست و یکم برای رهبران  مهارت توانمند کردن کارکنان روز به روز اهمیت بیشتری پیدا می کند چرا که هر روز تعداد افراد جوانی که وارد محیط کار می شوند بیشتر و بیشتر می شوند و این افراد شدیدا به توانمند شدن نیاز دارند جوانان این قرن بسیار فرد گرا هستند. آنها در زندگی خود بیش از نسل های پیش در جستوجوی معنا و هدف های بالاتری هستند. چنین افرادی کمتر تحت تاثیر سلسله مراتب و قدرت مدبربت قرار می گیرند و اگر رضایت شغلی نداشته باشند به سازمان دیگری می روند. آنها هر چه مهارت بیشتری کسب کنند ، راحتر کار جدید پیدا می کنند. مدیری تحول گرا باشید و با دادن انگیزه کافی به نسل جوان کاری کنید که پس از کسب مهارت شما را ترک نکنند.

 چسبی که همه واحد ها را به هم مرتبط می کند:

 استفاده از نیروی انسانی و منابع برای انجام کار ضروری است ولی این رهبر تحول گراست که با برانگیختن افراد سازمان مانند چسبی واحد های مختلف را به هم متصل می کند، به سازمان یکپارچگی  می دهد و موجب عملکرد برتر آنها می شود.

 تمرین عملی:

1.      با شور و اشتیاق کار کنید. وقتی شما به عنوان مدیر یا رهبر با اشتیاق و تعهد فعالیت می کنید، اطرافیان هم همین طور عمل می کنند . رهبر همیشه پیشگام و الگوی دیگران است.

2.      مدام به تشویق و تحسین افاد زیر دست بپردازید. هر چه احساس آنها نسبت به عملکرد خودشان بهتر باشد ، توانمد تر خواهند بود و احساس تعهد بیشتری به سازمان می کنند.

 

 اینها  قسمتی از راه حل های هستند که  آقای برایان تریسی برای پیشرفت در مدیریت و رهبری در کتاب مدیر تحول گرا ، مدیر قرن بیست و یکم بیان کرده

خوب نظر شما چیه؟؟؟؟

آیا راه حل های بهتر ی دارین که ممکنه ذکر نشده باشه؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 22:35  توسط مریم عرب | 

به نام او که آرامش دهنده ی قلب هاست

 

کسب و کار

نويسندگان مختلف، تعاريف متفاوتي از کسب و کار دارند. در واژه نامه‌ي آکسفورد[1]، کسب و کار به معني خريد و فروش و تجارت آمده است. در واژه نامه‌ي لانگ من[2]، کسب و کار به فعاليت پول در آوردن و تجارتي که از آن پول حاصل شود، گفته مي‌شود.

به زبان ساده، کسب و کار عبارت است از حالتي از مشغوليت و به طور عام، شامل فعاليت‌هايي است که توليد و خريد کالاها و خدمات با هدف فروش آنها را به منظور کسب سود، در بر مي‌گيرد.

1. بر طبق نظر (ارويک و هانت)[3]  و کاري که در آن خدمات يا کارهايي که ديگر افراد جامعه به آن نياز دارند و مايل به خريد آن هستند و توان پرداخت بهاي آن را دارند، توليد، توزيع و عرضه مي شود. ، کسب و کار عبارت است از هر نوع کسب

2. (پترسن و پلومن)[4] بر اين باورند که هر تبادلي که در آن خريد و فروش صورت گيرد، کسب و کار نيست، بلکه کسب و کار، هر نوع تبادل تکراري و تجديد شونده ي خريد و فروش است.

3. پروفسور (اون)[5] ، کسب و کار را يک نوع کاسبي مي داند که طي آن کالاها يا خدمات براي فروش در بازار توليد و توزيع مي شوند.

بنابراين با توجه به تعاريف ياد شده مي توان دريافت که کسب و کار با خريد و فروش کالاها، توليد کالاها يا عرضه ي خدمات، به منظور به دست آوردن سود، سر و کار دارد.  با توجه به تعاريف ياد شده، ويژگيهاي کسب و کار، عبارتند از:

1. فروش يا انتقال کالاها و خدمات براي کسب ارزش

2. معامله ي کالاها و خدمات

3. تکرا رمعاملات

4. انگيزه ي سود (مهمترين و قدرتمندترين محرک اداره ي امور کسب و کار)

5. فعاليت توأم با ريسک، کسب و کار، هميشه بر آينده متمرکز است و عدم اطمينان، ويژگي آينده است. از اين رو، همواره کسب و کار توأم با ريسک است.

 

كارآفريني چيست؟

كارآفريني : واژه كارآفريني از كلمه فرانسوي Entreprendre به معناي " متعهد شدن " نشاُت گرفته اسـت. بنابـر تعريف واژنامه دانشگـاهي وبستر : كارآفرين كسي است كه متعهد مي شود مخاطره هـاي يك فعاليت اقتصادي را سازماندهي ، اداره و تقبل كند.

اقتصاد دانان نخستين كساني بودند كه در نظريه هاي اقتصادي خود به تشريح كارآفرين و كارآفريني پرداختند. ژوزف شومپــيتر كارآفرين را نيــروي محركــه اصلي در توسعه اقتصادي مي داند و مي گويد: نقش كارآفرين نوآوري است . از ديدگاه وي ارائه كالايي جديد ، ارائه روشي جديد در فرآيند توليد ، گشايش بازاري تازه ، يافتن منابع جديد و ايجاد هرگونه تشكيلات جديد در صنعت و... از فعاليت هاي كارآفرينان است. كـرزنر نيز كـه از استــادان اقتصاد دانشگاه نيويورك مي باشد كارآفريني را اين گونه تشريح مي كند : كارآفريني يعني ايجاد سازگاري و هماهنگي متقابل بيشتر در عمليات بازارها.

كارآفريني سازماني : فرآيندي است كه در ان محصولات يا فرآيند هاي نوآوري شده از طريق القاء و ايجاد فرهنگ كارآفرينانه در يك سازمان از قبل تاُسيس شده ، به ظهـور مي رسند.به تعريفــي ديگر : فعاليتهـاي كارآفرينانـه فعاليت هايي است كه از منابـع و حمـايت سازماني به منظور دستيابي به نتايج نـوآورانه برخـوردار مي باشد.

كارآفرين سازماني: كسي كه تحت حمايت يك شركت ، محصولات ، فعاليتها و تكنولوژي جديد را كشف و به بهره داري مي رساند.

كارآفريني : فرآينــدي است كه منجر به ايجــاد رضايتمندي و يا تقاضاي جديد مي گردد.كارآفريني عبارتسـت از فرآينـد ايجـاد ارزش از راه تشكيل مجموعهُ منحصر به فردي از منابع به منظور بهره گيري از فرصتها.

كارآفرين (مستقل) : فردي كه مسوُليت اوليه وي جمع آوري منابع لازم براي شروع كسب و كار است و يا كسي كه منابع لازم براي شروع و يا رشد كسب و كاري را بسيج مي نمايد و تمركز او بر نواوري و توسعه فرآيند ، محصول يا خدمات جديد مي باشد. به عبارت ديگر ، كارآفرين فردي است كه يك شركت را ايجاد و اداره مي كند و هدف اصلي اش سود آوري و رشد است . مشخصه اصلي يك كارآفرين ، نوآوري مي باشد.

كارآفرين شركتي : كارآفريني شركتي به مفهوم تعهد شركت به ايجاد و معرفي محصولات جديد و نظام هاي سازماني نوين است.

ويژگيهاي شخصيتي كارآفرينان : ديويد مك كللند از استادان روانشناسي دانشگاه هاروارد آمريكا كه اولين بار "نظريه روانشناسي توسعه اقتصادي" را مطرح نمود ، معتقد است كه عامل عقب ماندگي اقتصادي در كشور هاي در حال توسعه مربوط به عدم درك خلاقيت فردي است بنابر عقيده ايشان با يك برنامه صحيح تعليم و تربيت مي توان روحيه كاري لازم را در جوامع تقويت نمود ، به گونه اي كه شرايط لازم براي صنعتي شدن جوامع فراهم آيد.

كارلند و همكارانش اهم ويژگيهايي را كه در مورد كارآفرينان مورد بررسي واقع و تاُييد شده بودند ، جمع آوري نمودند كه اهم آنها عبارتند از:


- نياز به توفيق

- تمايل به مخاطره پذيري

- نياز به استقلال

- كارآفرينان داراي مركز كنترل دروني هستند.

- خلاقيت

 

http://www.karafariny.com 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 21:52  توسط مریم عرب | 

ده نكته لازم براي كسب و كارهاي كوچك وجديد دركارآفريني

امروزه كارآفريني بعنوان يك استراتژي كارآمد براي رويارويي با مشكلات فراروي جوامع ازجمله بيكاري و آثار و تبعات سهمگين آنها و نيز يكي ازمهمترين راهكارهاي برون رفت از فضاي بسيار بغرنج و پيچيده اقتصادي مورد اهتمام وعنايت ويژه جوامع و افراد و مجامع علمي-دانشگاهي واقع گرديده است.
مقاله‌اي كه درپيش روي داريد به ذكر پاره‌اي ازمهمترين مواردي كه براي هر فعاليت نوپا و ايجاد كسب و كارهاي كوچك و زودبازده ضروري است مي‌پردازد.


1-
قبل از شروع تا آنجا كه ممكن است پول پس انداز كنيد:
دراغلب موارد مردم بدون هيچ پس اندازي وارد كسب و كارمي‌شوند. بعضي با گرفتن وام ازبانكها يا دوستانشان كار را شروع مي‌كنند. اما آنها نمي‌دانند كه ممكن است ماه‌هايا سالها طول بكشد تا به سوددهي برسند وهنگامي كه وام‌دهنده بفهمد كه اين كاربه اندازه كافي سودده نيست پولش را پس خواهد گرفت و يا براي دفعه بعد ازدادن وام خوداري مي‌كند. بعضي وقتها مردم مجبورمي شوند تا براي بازپرداخت وامها از مسكن يا كارت اعتباري استفاده نمايند كه اين باعث ميشود خانه يا اعتبارشان درخطر بيفتد.
راه درست اين است كه تا آنجا كه ممكن ميباشد هرچه بيشترپول موردنياز را پس اندازكرد.
 

2- از بند كفش آغاز كنيد :
كوچك فكركنيد(باهزينه كم شروع كنيد) اگر مي‌توانيد كارتان را بدون دفتر كارانجام دهيد پس درآغاز سعي كنيد تا اجاره نكنيد. تا وقتي كه كاري نداريد كارمندي را استخدام نكنيد.
كساني كه كارشان را ارزان شروع ميكنند مثلا در يك گاراژ از اين فرصت برخوردار مي گردند كه اشتباهات ناشي از تازه‌كار بودن را در مقياس كوچكترانجام دهند.

3-
از دارايي‌هاي شخصي خود محافظت كنيد:
وقتي وارد كسب وكار مي‌شويد، اين شخص خودتان هست كه مسئوول قروض بوجود آمده نظيروام ها، ماليات، پول مالكان وغيره مي باشد لذا اگرازخود محافظت نكنيد، بستانكاران با حكم دادگاه مي توانند به سراغ دارايي‌هاي شخصي شما مانند ماشين يا خانه بروند.
اگر وام‌هاي شما درحال افزايش است سراغ تشكيل يك بنگاه يا شركت با مسئووليت محدود برويد.

4-
ببينيد كه چگونه مي‌خواهيد پول در بياوريد:
شما بايد بتوانيد درچند جمله بيان كنيد كه چگونه طرح كسب وكارتان سود معقولي در پي خواهد داشت. تازه كارها لازم است بدانند كه چه هزينه‌هايي دارند، چقدر صرف خريداري كالا مي‌شود، اجاره، پاداش كاركنان و... چقدراست؟ آنگاه ميتوان فهميد كه چقدر بايد در ماه فروش داشته باشند و به چه قيمتي بفروشند تا اينكه آن هزينه‌ها را جبران كنند و در كنار آن سود كافي نيزايجاد كنند.

5-
يك طرح كسب و كار تهيه كنيد، هرچند كه كوچك باشد:
پيداكردن مقداري سود وايجاد يك نقطه سربه سر اولين گام در اين راه است. دراكثرشركت‌هاي كوچك، بخش‌هاي اصلي طرح تجاري، تجزيه و تحليل نقطه سربه سر، پيش‌بيني سود و زيان و برآورد گردش جريان نقدينگي هستند. با برآورد گردش نقدينگي وسود و زيان شما مي‌توانيد كسب و كارخود را بهبود ببخشيد.

تهيه يك طرح تجاري به شما اين اجازه را مي‌دهد كه تعيين كنيد چه چيزهايي هزينه‌هاي شروع كار هستند و استراتژي بازاريابي شما چه هست. اگر محاسبات شما روي كاغذ درست نباشد، در دنياي واقعي نيز درست نخواهد بود.

6-
يك حاشيه رقابتي پيدا كنيد و آنرا ادامه دهيد:
درست كردن يك حاشيه رقابتي در ساختار كسب و كار براي موفقيت دراز مدت خيلي اهميت دارد. بعضي روشهايي كه مي توان اين حاشيه‌ها را بدست آورد عبارتند از: بيشتر از رقباي خود بدانيد، محصولي را توليد كنيد كه تقليد از آن خيلي سخت يا غيرممكن باشد، توليد يا پخش آن را كاراتر كنيد، مكان بهتري را انتخاب نماييد و يا خدمات بهتري به مشتريان بدهيد.
از اسرار كسب و كارتان محافظت كنيد. اينها اطلاعات محرمانه‌اي هستند كه براي شما مزيت رقابتي در بازار ايجاد مي‌كنند.
بايد كاري كنيد كه اطلاعات شما محرمانه بمانند. مثلا اسناد را با كلمه" محرمانه" علامت بزنيد يا براي رايانه‌ها رمز ورود بگذاريد.
عكس‌العمل سريع در برابر خبرهاي بدي كه ديگر از اين روشهاست. وقتي كه مي‌بينيد كسب و كارتان با مشكل مواجه شده است بايد با يك طرح جديد به سراغ آن برويد. مثلا محل دفتر كارتان را تغييردهيد يا محصول وخدمات جديد معرفي كنيد و يا يك راه بهتر براي ارتباط با مشتري پيداكنيد.

7-
كليه توافقنامه‌ها را مستند و مكتوب سازيد:
بعنوان يك قاعده شما بايد برخي ازقراردادها و توافقنامه‌ها را مكتوب سازيد مانند:
-
قراردادهاي بيش از1سال
-
قراردادهاي فروش به ارزش 500 دلاريا بيشتر
-
قراردادهاي مربوط به مالكيت حق كپي رايت
حتي اگر از نظر قانوني لازم نباشد، عاقلانه است كه تقريباً همه چيز را مكتوب كنيد زير اكه توافقات شفاهي را بندرت مي‌توان اثبات كرد.
 

8- اشخاص شايسته را استخدام كرده و بدرستي از آنها نگهداري كنيد:
الويت شما اين باشد كه كاركنان شايسته را استخدام كنيد. يك كارمند قوي حداقل 2 يا 3 برابر يك شخص با مهارت معمولي ميتواند ارزش داشته باشد.
براي ايجاد يك نيروي كارثابت و شاد، نه تنها بايد با كارمندان بطورعادلانه رفتار كرد بلكه بايد كسب و كار شما نيزلايق آنها باشد. كاركنان بايد كارشان را دوست داشته باشند. مشتريان نيز به احتمال قوي به كسب و كار رو به رشد وفادارتر خواهند ماند و آن را بيشتر به دوستانشان توصيه مي‌كنند.
 

9- به وضعيت حقوقي كاركنانتان توجه كنيد:
هنگامي كه كارگري را بصورت قراردادي اجير مي‌كنيد مطمئن شويد كه از او نبايد مانند يك كارمند رسمي ماليات كسر شود.
 

10- صورتحساب‌ها و ماليات‌هاي خود را سر موعد بپردازيد:
در دنياي واقعي، به قول خود عمل كردن يك شهرت تلقي مي‌شود و يك دارايي مهم محسوب مي‌گردد. لذا يك راهبرد و استراتژي اساسي آن است كه صورتحساب‌هاي خود را پيشاپيش و زودتر ازموعد بپردازيد اين امر باعث كسب وجهه و اعتبار براي شماخواهد گرديد. بيشترين اهميت را پرداخت بموقع ماليات بر درآمد مي‌تواند داشته باشد مخصوصا سهمي را كه شما بعنوان ماليات تكليفي از فيش حقوقي كاركنان‌تان كسر مي‌نماييد
 

ترجمه و تلخيص از: سيد نبي اله حسيني-مدرس كارآفريني دانشگاه

 http://karafarini.ut.ac.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 19:12  توسط مریم عرب | 

امروزه در جوامع اطلاعاتی , یک شهروند به عنوان انسان عصر اطلاعات، نیازمند یکسری توانائیها می باشد که با کمک آنها بتواند یک کسب و کار را شروع کرده و ضمن هدایت درست آن، موجبات پیشرفت کسب و کار را نیز فراهم کند. این مهارت ها عبارتند از:

1-   
زبان انگلیسی

2-  IT  :  
توانايي كار با کامپیوتر + توانايي استفاده از اینترنت + آشنايي با روشها و قوانين تجارت الكترونيكي 

3-  مدیریت  : توان سرپرستی و راهبری

4-  بازاریابی  : آشنايي با خرید، فروش، تبلیغات و e-marketing

5-  مالی و اقتصادی  :
حسابداري، مفاهيم هزينه و درآمد، آشنايي با مسائل اقتصادي

با این تفاسیر هر فردی میتواند با نمره دادن به میزان آشناییش با هریک از مباحث فوق، توان خود را در کسب و کارهای عصر حاضر مورد سنجش قرار دهد. این 5 فاکتور در اصل بیش از اینکه مهارت و توانایی به شمار بیایند، نیازهای ضروری انسان امروز به نظر می رسند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 18:55  توسط سعید نيري | 

۱. به دیگران قول 100% بدهید که کاری را تا تاریخ معینی به اتمام خواهید رساند. قول دادن به دیگران در شما انگیزه ایجاد می کند.
2. در مطالعه مجلات ، به منظور صرفه جویی در وقت ، مقالات مورد نیاز خود را جدا کنید و برای مطالعه بعدی بایگانی کنید.
3. تندخوانی را یاد بگیرید تا بتوانید در مدت کوتاهتری مطالب بیشتری را مطالعه کنید.
4. هر فعالیتی در جهت تقویت انضباط فردی برای استفاده بهتر از وقت و مدیریت زمان باعث تقویت سایر اصول انضباطی نیز می شود.
5. با حذف تمام کارهایی که انجام آنها از اهمیت ناچیزی برخوردار است ، می توانید کارهای خود را با سرعت بسیار بیشتری به اتمام برسانید.
6. پیش از آن که یک کتاب را به طور کامل بخوانید ، با ورق زدن و مرور سریع مطالب، سرعت خود را در خواندن کتاب بالا ببرید.
7. از خواندن مطالب غیرضروری خودداری کنید. اشتراک خود را با مجله ها و روزنامه هایی که به آنها نیاز ندارید قطع کنید.
8. هنگامی که بسیار خسته اید، به خانه آمدن و زود به رختخواب رفتن یکی از بهترین راه های استفاده از وقت است.
9. هر روز مقداری از وقتتان را به این اختصاص دهید که در مورد هدف های اصلی و واقعی خود و راه های بهتری که از طریق آنها می توانید روز به روز به هدف های خود نزدیک تر شوید فکر و تأمل کنید.
10 . رشد شخصیت ، عامل اصلی صرفه جویی در وقت است. هر قدر انسان برتری شوید با صرف وقت کمتری می توانید به هدف های خود برسید.

منتظر ادامه مقاله باشید...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 15:17  توسط a.roooo | 

در حالی که به احتمال زیاد قادر به محاسبه دقیق درصد شکست نوآوریهای تجاری نیستیم ولی توافق عمومی براین است که می توانیم چنین فرضی را بپذیریم. پس از چندین سال تحقیق و مشاهده، دلایل مشابهی برای به نتیجه نرسیدن نوآوریها به دست آمده است. در اینجا 10 عامل مهم شکست نوآوری ذکر می شود:

نبود فرهنگی که از نوآوری حمایت کند؛
احساس مالکیت نکردن و از آن خود ندانستن سازمان توسط مدیران؛
فقدان یک فرایند گسترده و فراگیر جهت نوآوری؛
! تخصیص ندادن منابع کافی برای این فرایند؛
عدم ارتباط بین پروژه ها و طرحها با استراتژی سازمان؛
صرف نکردن زمان و انرژی کافی برای رفع ابهامات سازمانی؛
ایجادنکردن تنوع در فرایندها (عقاید مختلف و متضاد)؛
توسعه نـدادن ابـزارها و سنجشهـای انـــدازه گیری پیشـرفت؛
عدم وجود مربیان و مدیران توانا در تیم های نوآوری؛
فقدان یک سیستم ایده پرداز مدیریتی.

منتظر ادامه مقاله باشید...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 15:12  توسط a.roooo | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
مدیریت کسب و کارهای کوچک !!!
کسب و کارهای کوچک : کارهای با جمعیتی در حدود 500 نفر.... پس همچین هم کوچک نیست.... مدیریت کارهای زود بازده .... مدیریتی شاید متفاوت که اولین شرط موفقیت در اون خلاقیت فرده کارآفرینه.

پیوندهای روزانه
رخ انديشه
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
آرشیو موضوعی
اخبار کارآفرینی
کسب و کار
مطالب جالب
کارآفرینان
برنامه ها
نویسندگان
فاطمه اسکندری
سحر طاهرخانی
ماهرخ میر آخری
فاطمه بهزاد
فروغ جلالی
sky screem
آیدا شیوا
تکتم نجفی
محيا باقري
سعید نيري
M.H.D
a.roooo
زهرا سهيلي پور
مریم محمد خواه
ب.حجارها
زهرا موسی وند
مریم عرب
حدیث شریف
مدیریت کسب و کارهای کوچک
پیوندها
دانشجویان مدیریت کارآفرینی دانشکده مدیریت - ورودی 87
دانشگاه تهران
دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران
دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
خانه کارآفرینان ایران
مرکز کارآفرینی دانشگاه تهران
راهکار مدیریت
يکي از خودمون
مرکز کارآفرینی دانشگاه شریف
فرهنگ، مدیریت و کسب و کار در ایران
علی پرورش
پارک
جدیدترین مقالات کارآفرینی و کسب و کار
مشاهدات پراكنده
اولين سايت جامع خلاقيت ، نوآوري و كارآفريني
بازاریابان دانشگاه تهران
انجمن علمی دانشجویان مدیریت کارآفرینی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان


www.badboys05.tk