حدیث قدسی: کسی که مطابق رضای من عمل کند سه خصلت ارزانیش دارم، با شکری اجینش میکنم که آمیخته با جهل نشود، ذکری که با فراموشی در نیامیزد و عشقی که دوستی دیگران را بر دوستی من مقدم ندارد...


" اگر تو را دشمنی باشد دلتنگ مشو که هر که را دشمنی نباشد بی قدر و بها باشد " 
قابوسنامه

"در جواني ياد مي گيريم و در پيري مي فهميم. "ماري ابنر

" آنکه درست سخن نمی گوید داناترین هم که باشد همگان بی سوادش می پندارند " ارد بزرگ
 

" خطا فرصتي است كه هوشمندانه تر باشيم " هنري فورد

"در دشمنی دورنگی نيست. کاش دوستان هم در موقع خود چون دشمنان بی ريا بودند" دکترشریعتی

"سکوت اختیار کردن یعنی که ما به خود اجازه ی این باور را بدهیم که عقیده ای نداریم ، که چیزی نمی خواهیم ."
آلبرت کامو

"بسياري مردم شادي هاي کوچک را باميد خوشبختي بزرگ از دست مي دهند"
پرل س. باک

"ارزش انسان به اندازه حرف هايي هست که براي نگفتن دارد"
مترلينگ

"یك انسان خردمند فرصتها و شانس ها را مي سازد , نه اينكه در انتظار آنها بنشيند"
فرانسيس بيكن
 

"یكي از راههاي خوشبختي اين است كه نسبت به كوچكترين نعمت ها شكرگزار باشيم ." هرشل

"بالاتر از همه چیز این‌است‌که با خودمان صادق باشیم." ویلیام شکسپیر

"وقتی این همه اشتباهات جدید وجود دارد که می توان مرتکب شد، چرا باید همان قدیمی ها را تکرار کرد." برتراند راسل

"چه بهتر كه ناموفق باشيم با افتخار ، ولي موفق نباشيم با دروغ و تقلب." دکتر شریعتی

"اگر با صداقت زندگي كنيد هدف زندگي كردن را مي آموزيد." دکتر علی شریعتی
.
.
.
.
.
.
بچه ها امید وارم من رو ببخشید از اینکه مدت طولانی پستی نگذاشته بودم، واقعیتش مطلبی در خور خوبی شما عزیزان نداشتم...
امید وارم از این چند جمله لذت ببرید!
سلامت باشین،
 
راستی پیشاپیش عید بزرگ غدیر رو هم بهتون تبریک میگم !!!

 

خلاقیت

خلاقیت: توانایی خلق ایده های جدید

طبق تعریف دایرة المعارف علوم اجتماعی: برخی آنرا توانایی هستی بخشیدن به پدیده ای جدید تعریف نموده اند و عده ای دیگر آنرا  نه به عنوان توانایی بلکه به عنوان فرایند روانشناختی یا فرایند هایی که از طریق آنها محصولات جدید و ارزشمند خلق می شوند، تعریف کرده اند.

 نوآوری: ارایه محصول ، فرایند، خدمات جدید به بازار می باشد و خلاقیت نیروی است که در پس نواوری نهفته است.

 تعریف های زیادی در مورد خلاقیت توسط افراد مختلف شده است.

 سوالی که در اینجا پیش می یاد اینه:

       منشا خلاقیت چیه؟ آیا خلاقیت و نوآوری به نوع موقعیت جغرافیایی و نژاد بستگی داره؟ یا اکتسابیه؟ و یا ترکیبی از آنها؟

و آیا نوع  فرهنگ ها ،آموزش ها و سیاست های حکومتی در ایجاد خلاقیت تاثیر  دارد؟ اثر کدام بیشتره؟

آیا خلاقیت در ذات همه  وجود دارد یعنی باید خلاقیت را به عنوان یک استعداد بالقوه  در نظر بگیریم که برای شکوفایی آن باید شرایط لازم ایجاد شود؟؟؟ (یا فرد را تو آن شرایط قرار داد)

 تمدن های قدیمی هر کدام برای خودشون خلاقیت ها ونوآوری های  خاصی داشتند که با گذشت زمان هنوز در نوع خودشون یگانه هستند ولی با گذشت قرن ها و تحولات و پیشرفت های علمی هنوز برای ما به صورت یه رمز هست که چگونه ساخته شده اند.

 برای مثال تخت جمشید را در نظر بگیریم

به نظر شما تخت جمشید حاصل چیست؟ توانایی ، خلاقیت ، و قابلیت سازندگان آن

با وجود اینکه قسمت بزرگی از این هنر تاریخی از بین رفته ولی وقتی  وارد آنجا می شیم هیبت و عظمت آن تمام وجود ما  را در بر می گیره. یک احساس خاص و خوب

پس حالا با توجه به پیشرفت های علمی اینجور به نظر می رسه که باید میزان توانمندی های ما در نوآوری و خلاقیت بیشتر شده باشه؟

آیا واقعا  اینجور شده؟؟

آیا این مشکل فقط در ایران وجود داره یا در کشور های دیگه مشاهده می شه؟

من نمی گم در حال حاضر هیج خلاقیتی وجود نداره ولی مساله اینه با   گذشت زمان مغز انسان کامل تر می شود پس در مقایسه با گذشته و گذشتگانمون باید خلاق تر شده باشیم.

 تاثیر تکنولوژی در خلاقیت چیست؟ آیا اثری دارد؟

استفاده ی زیاد از تکنولوژی و وابستگی شدید به آن که باعث تنبلی ما شده ما را به شدت به خودش وابسته کرده و دیگه ما زیاد به ذهنمون فشار نمی آودیم و ازش کار نمی کشیم. تمام شماره تلفن ها داخل گوشیمون ذخیره شده. خود شما چندتا شماره تو ذهنتون هست؟

 هر چی بیشتر از ذهنون کار بکشیم (بر خلاف ماشین آلات استهلاک نمی شه) و برعکس عملکرد ذهن بهتر می شه

تکنولوژی هم جنبه های مثبت دارد و هم منفی ، چرا باید اجاره بدیم تکنولوژی  به ما  غلبه بکنه؟؟؟

 حالا چرا ما ایرانی ها این توانایی را در گذشته داشتیم که خلاقیت کنیم ولی در حال حاضر چه چیزی باعث شده که فقط و فقط  کپی برداری کنیم؟؟؟( البته به هوش و زکاوت ایرانی ها نباید شک کرد)

شاید دلیلش اینه که هویتمون را از دست دادیم یعنی به توانایی هامون ایمان نداریم و دیگه به این چیزا فکر نمی کنیم.

به نظر شما ما مدیریت و مدیر  نمونه نداریم؟

چرا  کورش هخامنشی

اداره کشور با وسعت بسیار زیاد و منشور معروف کورش و سیاست های داخلی و خارجی مناسب و....

پس سابقه ی مدیریت را داشتیم پس چرا همه ی تزها و نظریه ها وکتاب های مدیریتی توسط خارجی ها بوده است؟

چه چیزی باعث شده ما الان نتونیم از این کارا بکنیم؟؟؟

به اثبات رسیده که خلاقیت قابل آموزش است پس آیا در زمان های گذشته این خلاقیت آموزش داده می شده یا نوع فرهنگ و محیط آن زمان این خلاقیت را ایجاد کرده؟؟ و یا این در ذات آنها بوده و شکوفا کردند پس چرا الان نمی تونیم از خلاقیت بهره بگیریم؟

در مورد خرید و فروش علم چیزی شنیدین؟؟ ( شاید در لحظه اول استفاده از تکنولوژی به ذهنتون برسه) ولی این طور نیست ،این بدین معنی است که در کشور ایران مکانی وجود داره که شما می تونید پایان نامه خرید و فروش کنید .

تاثیر سیاست ها ی دولتی چقدر و چگونه است؟؟ قطعا تاثیر داره ، نوع سیاست ها و نگرش ها و برنامه ریزی ها ی دولت می تواند باعث رشد و توسعه ی ذهن و خلاقیت ما یا مرگ آن شود.

سیاست های کشور های دیگه چطور؟؟؟ هر حکومت برای پیشرفت و حضور موفق تر در جامعه ی جهانی تلاش می کنه  و این تلاش ها اگر با برنامه ریزی های صحیح باشه قطعا نتیجه مثبت خواهد داد ولی اگر یک کشور دیگه به جامعی جهانی و محیط خارجی توجهی نداشته باشه ناخودآگاه سیاست های کشور اول باعث نزول کشور خواب رفته نمی شود؟

 

حالا ما به عنوان کارآفرین که خلاقیت از ویژگی های اساسیش هست باید چیکار کنیم تا آن بخش از خلاقیت را که ذاتی است  کشف کنیم؟ اصلا این  بخش ذاتی به کشف نیاز داره یا خود به خود در موقعیت تو ذهن جرقه می زنه و ایجاد می شه؟/

 و اون بخشی که از فرهنگ ها و سیاست های دولتی تاثیر می گیره ،می تونیم  به عنوان کارآفرین در موردش کاری بکنیم؟( اگر تاثیر منفی داره اثر آنرا کم رنگ تر کنیم؟)