اگر از راه هاي فرعي ذهنمان خارج شويم و به شاه راهي که در آن قرار داريم بپيونديم حس رضايت بخشي به ما دست خواهد داد.

اگر به موقعيتي که در آن هستيم دقيق شويم به جرئت ميتوانم بگويم که ما بهترين هستيم.

حتما مي پرسيد چرا ؟

شايد گروه جديد مديريت کارآفريني به اولين چيزي که فکر ميکند اين باشد که جايگاه و ارزشهاي خود را بيابد و براي خود امکان سازي کند و اگر هست موثر باشد .

مديريت علمي شناخته شده در عصر حاضر است که ميتواند پله هاي ترقي را به سرعت طي کند اما کار آفريني بيشتر از علم نيازمند تجربه و بينش وسيع است .

به عبارتي مديريت علم و تحصيل را مي طلبد اما کارآفريني عوامل  ذاتي و اکتسابي  و چقدر زيبا و کامل ميشود اگر اين دو واژه در کنار هم قرار گيرند که در اينصورت ميتوان گفت موفقيت چقدر نزديک است.

يادمان باشد اينبار اين امکان براي ما مهيا شده است و ما به جاي يک رشته تحصيلي درگير واژه عظيم ديگري هم هستيم که اگر مفهوم انرا در يابيم به درياي انديشه ها خواهيم پيوست

" کافيست ايمان بياوريم که ما ميتوانيم "