چی شد پس؟؟
پیشنهاد من برای زمان:یکشنبه ها ساعت ۱۲-۱
در ضمن زحمت هماهنگ کردن کلاس به عهده شخص نیکو کاری که به عهده میگیرد.
با تشگر از همه دوستان
پیشنهاد من برای زمان:یکشنبه ها ساعت ۱۲-۱
در ضمن زحمت هماهنگ کردن کلاس به عهده شخص نیکو کاری که به عهده میگیرد.
با تشگر از همه دوستان
سلام.امیدوارم همگی امتحانات نیم ترم را با موفقیت پشت سر گذاشته باشید (البته جای بسی خنده است که ما حدوداً 3هفته درگیر امتحانات بودیم وفقط 1امتحان درست وحسابی در کارنامه مان ثبت گردید).با استقبال بسیار بسیار سردوخشکتان از مطلب قبلی بِِِِِِِشِدت از ادامه مطالب بعدی دلسرد گردیده بودم وبا کنترلی جزئی متوجه شدم که از اهداف کلی بسیار دور مانده ام و شخص مشتاق علم ودانشی خارج از کلاس نظاره گر سخنانم نبوده.ولی از آنجا که پشتکار وامید وخوشبینی از مشخصات یک کارآفرین میباشد این راه صعب العبور را ادامه خواهم داد.بگذریم...
شاید بزرگترین مشکل کشور عزیزمان ایران ضعف در سطوح مختلف مدیریتی در بخشهای دولتی وغیر دولتی است.مََثَََّّل ومدرک واضح آن همین دانشکده مدیریت است.تعداد زیادی از دوستان ما در دانشکده مدیریت بدون هیچگونه علاقه قبلی واز روی بخت وشانس واقبال پابه به عرصه مدیریت گذاشته اند.در صورتی که نباید اینگونه باشد.یک مدیر موفق باید انسانی زیرک،باهوش،خوش صحبت ومشرب،آگاه،سرشار از درک اجتماعی وخلاق ونوآورو مبتکر باشد.وتجمع همه این ویژگی ها یا حداقل 70% آن دریک شخص فرد را تبدیل به انسانی استثنائی میکند؛ در نتیجه مدیران ودانشجویان مدیریت باید افرادی استثنائی باشند.مخاطبین عزیز حداقل اگربا تصمیم وآگاهی قبلی وارد این رشته نشده ایم،بیاییم به گونه ای رفتار کنیم،تلاش کنیم،تحقیق وپژوهش کنیم که اگر دوباره تصمیم به انتخاب رشته گرفتیم،با اطمینان مدیریت کسب وکارهای کوچک راانتخاب کنیم.ونه تنها خودمان بلکه این رشته را آرزوی هر دانش آموز کنکوری دیگر نیز بگردانیم.قبل از پرداختن به کسب وکاروکارآفرینی باید سنگهای خود را با مدیریت وابکنیم.برخلاف همۀ افکاروعقایدی که درجامعۀ ما همچون دیگر عقاید غلط دیگر حکمفرماست؛مدیریت رشته ای CHEAPوابتدایی نیست.اگر اینگونه بود،با 4سال تحصیل در این رشته ومدرک لیسانس درشاخه های مختلف آن(حداقل مدرک معتبر دانشگاهی)فارغ التحصیلان مدیریت با سمت های بالا وحقوق های قابل توجه در وزارتخانه ها ومراجع دولتی مشغول به کار نبودند.بر همه عیان است که بازار کار مدیریت از هر رشته دیگری داغ تر است.به یقین تا به حال دکتر ومهندس بیکار فراوان دیده اید،در اطراف شما بیشمارند ولی به ندرت مدیر بیکار دیده اید.پس از قرار گرفتن در این مسیر ناراحت نباشیدبلکه به آینده وپیشنهادات مختلف کاری و سمت های بالای دولتی فکر کنید.یکی دیگر از مزایای مدیریت این است که به راحتی میتوان 2یا 3 کار را باهم انجان داد ولی با مدارک تحصیلی دیگر نمیشود.یعنی برای راحتی و امرار معاش میتوانید بدون دردسر در 2یا چند پست مشغول به کار باشید.زیرا هم درس و هم کار مدیریت بسیار سبک تر از دیگر رشته هاست.ودر نهایت یک مدیر دارای شأن اجتماعی بالا شده وناچاراً(توفیق اجباری)همیشه نقش رئیس رادارید نه مرئوس.از آنجا که رشته مربوط به علوم انسانی است در جمع ها وبحث ها همیشه حرف برای گفتن، فراوان در چنته داریدو این همواره موجب مقبولیت واعتماد به نفس شماست.در دوران دانشجویی نیز،نیاز نیست که خود را تمام وقت در اختیار درس بگذارید وبه راحتی میتوانید به کارهای فوق برنامه مورد علاقه تان بپردازید واز بهترین دوران عمر خود لذت ببرید.
وهزاران فایدۀ دیگر که مجال برای بیانشان نیست.ودر نهایت از مزایای مدیریت برای آقایان:از آنجا که ورودی های مرد مدیریت معدودند و از طرفی به دلیل شرایط اجتماعی،نوع ارتباط آقایان ونداشتن مسؤلیت هایی مانند وظایف مادران،جای رشد و پیشرفت در زمینه های مدیریتی وبالا رفتن از نردبان سلسله مراتب برایشان بسیار است واین نکته تنها خصوصیت منفی مدیریت برای زنان است.و فراموش نکنید که این رفتار وواکنش های خود ماست که افکار دیگران را در ارتباط با رشته مان خواهد ساخت.
سخن بسیار گفتم.با تشکر از توجحتان.منتظر مطالب بعدی باشید.التماس دعا...
سلام.
بی مقدمه میرم سر اصل مطلب.با عرض معذرت خدمت همه همکلاسیهای عزیزم این مطلب برای شما نوشته نشده یعنی به درد کار شما نمیخوره.بیشتر به درد یه بنده خدایی میخوره که دربه در توی اینترنت دنبال یه ردی از مدیریت کسب وکارهای کوچک میگرده. شاید دوست داشته باشید بدونید که چی شد که من به این فکراین مطلب افتادم.اولش یاد خودم افتادم یاد اون روز صبحی که نتایج نهایی کنکور 86 رو میدادن ومن بازم مثل همیشه خواب بودم تا اینکه باصدای بلند موبایلم ازخواب پریدم وبدتراز اون جیغ دوستم که با صدای ناخوشایندی میگفت:پاشو که نتیجه ها روی سایته.منم بالش دستم بود گذاشتم زمین ورفتم طرف کامپیوتر.وقتی کارنامم اومد بالا 5 دقیقه خیره شده بودم به صفحه مونیتور.با فونت متوسط نوشته شده بود"مدیریت کسب وکارهای کوچک دانشگاه تهران"به حق چیزهای ندیده ونشنیده.این ازکجا اومده بود دیگه اصلا یادم نبوداین رشته رو زدم.خلاصه سرتونو درد نیارم بین همه چیزهایی که نوشته شده بود بعدازاسم خودم نام مقرب وزیبای دانشگاه تهران برام آشنا بود.خلاصه گذشتو من از بین مهندسی کامپیوتر دانشگاه آزاد وکسب وکار دانشگاه تهران گزینه دوم رو انتخاب کردم.دیگه کارم دراومده بود از صبح تاشب توی اینترنت چرخ میزدم تا یه ردپایی ازنام رشته پیدا کنم.از مادردوستم شنیده بودم مخفف انگلیسی نام رشته میشه sbm سایتهای انگلیسی زیادی باز میشد ولی افسوس که زبان من درحد how are you مونده بود.سایت فارسی جالبی هم به چشم نمیخورد مگر نوشته های یکی از بچه های کارشناسی ارشد کارآفرینی دانشگاه تهران(از چیزهایی که توی اینترنت خونده بودم فهمیدم معادل اسم رشتم میشه کارآفرینی).متن های زیبا وجذابی نوشته بود.متن هایی که رشته رو برام تعریف میکرد واونو بهم میشناسوند.جذاب تراز همه این بود که ایشون خودش هم همون دانشگاه بود وازتوی همون دانشگاه حرف میزد.متن ونوشته هاش خیلی بهم می چسبید واز خوندنشون لذت میبردم.این شد که به این فکر افتادم یه چیزایی روی وبمون بزاریم که اگر یه کسی مثل اون روزای خودم توی اینترنت search کرد "مدیریت کسب وکارهای کوچک"یه چیزی دستش بیاد .الانم من دانشجوی همون رشته واز همون دانشگاهم وتصمیم گرفتم براتون راجع به رشته بیشتر توضیح بدم.البته در پست های بعدی چون هم این پست زیادی طولانی میشه هم الان وقت امتحاناستو منم لای جزوه هامو هنوز باز نکردم...منتظر مطلب بعدی باشید.ایشالا بعد از امتحانات بر میگردم.اصل حرفام مونده....