از نظريه عمومي سيستم ها تا لزوم توحيد و امامت و عقلانيت در اسلام-1
سلام . تسلیت عرض میکنم این ایام رو....
فکر میکنم خوندن این مطلب با توجه به اینکه تو درس مبانی سازمان و مدیریت با نگرش سیستمی آشنا شدیم خالی از لطف نباشه ، ولی چون طولانیه انشاءلله تو چند پست بیان میشه.
تفکر سيستمي
تفکر سيستمي اولين بار در کتاب چستر بارنارد تحت عنوان وظايف مديران در سال 1938 مطرح شد
سيستم :
سيستم مجموعه اي از اجزا ، ايده ها و پديده ها و رويداد هاست که در تعامل با يکديگر بوده و بوسيله ي مرز مشخصي از محيط اطراف جدا شده و هدف واحدي رو دنبال ي کنند.
و تعريفي ديگه:
سيستم مجموعه اي از اجزاي به هم پيوسته مي باشد که آن اجزا در راه رسيدن به هدف هاي معيني با هم هماهنگي و تعامل دارند.
ويژگي هاي عمومي سيستمها:
-
حداقل از دو جز تشکيل شده
-
هر جزء حداقل با يک جزء و به طور کلي با اجزاي ديگر در تعامل است.
-
هر تغيير در يک جزء از سيستم بر کل سيستم تاثير مي ذاره.
-
مجموعه اي از اجزا خصوصياتي متفاوت با تک تک اجزا دارند.
-
سيستم داراي مرز است
-
و مهمتر از همه هدف اصلي را دنبال مي کند.
اجزاي تشکيل دهنده ي سيستم:
- ورودي ها
- خروجي ها
- فرايندها (عملياتي که درون سيستم ها انجام مي شود)
- بازخورد يا کنترل
- محيط سيستم و محدوده آن
در اين مرحله بايد بگم که اصولا هر وقت ما يه عده (ادم يا وسيله و يا هر موجود و شيئي) ديديم که با هم براي رسيدن به يه هدفي ارتباط دارند مي تونيم بگيم که اون مجموعه با توجه به مطالب بالا يک سيستم و تشکيل مي دن.
مثال: براي مثال خانواده ، يه شرکت توليدی ، یه وبلاگ ، یه مدرسه ، یه ماشین و ......... یک انسان
بله یک انسان!
انسان هم یک نوع سیستمه!
چرا؟ اگه حوصله دارید قدم های بالا رو (ویژگی ها) بررسی می کنیم:
- انسان از اجزای مختلف فیزیکی(مثل اندام) و متافیزیکی(مثل تفکر و عقیده و ..) تشکیل شده
- اجزای مختلفش به صورت بدیهی و اثبات شده با هم ارتباط دارند
- هر تغیر در جزیی انسان رو دچار تغییر می کنه مثلا هر تغیری در تفکر و عقیده باعث تغیر در زندگی و یا اجزای فیزیکی انسان می شه و بالعکس.
- انسان در کل از جمیع خصوصیت های اجزای خودش رو داره
- انسان دارای یه مرز جسمی و اعتقادیه
- هدفی رو داره(که این هدف می تونه خواسته و یا ناخواسته باشه )
در واقع با یک شبیه سازی به این نتیجه رسیدیم که انسان یک سیستمه!در نتیجه این سیستم(انسان) باید هدف داشته باشه.
خب بررسی شد که سیستم از بخش متافیزیکی و غیر ملموس هم تشکیل شده مثل اعتقادات و احساس مختلف و خصوصیات مختلف و ..
هر سیستم و یا سازمان از لحاظ عقلانی و علمی بدیها دارای یک هدفه!(همونطور که ذکر شد)
حالا یه سوال خیلی مهم؟
ما می دونیم که انسان دارای خصوصیت های فیزیکی و امیال غیر فیزیکی مهمی هستش!
گفته شد که اینا باید با هم تعامل داشته باشن، ولی همینطور که می دونیم یکسری از این امیال بعضا با هم تناقض دارن و نسبت به هم سرکشی دارن و یا پیشروی در یک کدومشون باعث عقب موندگی در وظایف اون یکی خصوصیت و یا میل می شه ! مثلا چجوری می شه امیال جنسی رو با میل به عبادت کنار هم جمع کرد؟؟؟ و یا ..
جواب:
دقیقا نکته هم همینجاست!
همین سوال باعث می شه که هر محیط و یا هر سازمانی که هدفمنده به این نتیجه برسه که به یه مدیر احتیاج داره!
در واقع مدیر در هر سازمان یا سیستمی که اجزای متضاد وجود داره سعی می کنه بین اون اجزا و ای هدفها ی متضاد ارتباط برقرار کنه و جوری اون هارو سازماندهی کنه که بتونن به راحتی در کنار هم کار کنن!
مهمترین وظایف مدیر سیستم و یا سازمان چیه؟
- سازماندهی
- رهبری و هدایت
-
کنترل و نظارت
-
برنامه ریزی و ......
نتیجه:
انسان چون از استعداد های مختلف و بخشهای مختلف تشکیل شده و چون ذاتا هدفمنده باید به عنوان یک سیستم پذیرفت که به یک مدیر احتیاج داره ! تا اون مدیر امیال و احساسات و عواطف مختلف و ...انسان رو سازماندهی کنه تا انسان بتونه به هدفش برسه!
ادامه دارد...
پي نوشت: منبع وبلاگ نوشته هاي يک مهندس شيعه