از نظريه عمومي سيستم ها تا لزوم توحيد و امامت و عقلانيت در اسلام-2
یک سیستم اگر بی هدف باشد از بین خواهد رفت
تا الان عقلا ثابت شد انسان به یه مدیر احتیاج داره و چون انسان یه موجود و سیستم بسیار بسیار پیچیدست و بسیار عالم نا شناخته ای داره مدیر اون باید ویژگی متفاوتی داشته باشه یکی از اون ویژگی ها اینه که:
بر کل سیستم انسان آگاهی داشته باشه و تماما انسان رو بشناسه
خب حالا اگه اینجوری نباشه چی می شه؟؟؟
اگر اون مدیر بر انسان شناخت کامل نداشته باشه بسیاری از عوالم انسان و استعداد های انسان رو نمی تونه بشناسه و در نتیجه نمی تونه به عنوان مدیر به مهمترین وظایفش که سازماندهی بین اجزای مختلف و یا برنامه ریزی هست به درستی عمل کنه! چرا چون سازماندهی نتیجه شناخت اجزاست
سازماندهی:
واگذاری وظایف مختلف بخشهای یک سیستم (مانند انسان) با توجه به مهارتها و خصوصیت های هر بخش یا جزء برای رسیدن به هدف.
می دونستید که:
اسلام در قرون گذشته یعنی 1400 سال قبل ازبیان نگرش سیستمی توسط دانشمندای اروپایی ،با استفاده از همین نگرش مهم معرفی می شه؟؟؟
بله با توجه به تحلیلی که داشتم صحه می ذارم به زیبایی اسلام!
چرا؟چون:
- اسلام با توجه به نگرش سیستمی به انسان نگاه می کند
- خدا محوری مخالف دنیا محوریه ! در اسلام هدف خدامحوری بودنه و خداوند به عنوان هدف معرفی می شه و چون خداوند وحدانیت وجود داره در نتیجه:
هدف در اسلام کاملا مشخص و بی نهایت و باارزشه اما در مکتبهای دیگه چی؟
در(اومانیسم) هدف انسانی می شه که خود اونها اون رو نشناختن و اساسا هدف واحدی نیست و یا (سکولاریسم) هدف دنیایی می شه که اصلا وحدت نداره!
پس چون سیستم اجتماعی اونها و حتی انسانی اونها دارای هدف واحد نیست بر طبق نگرش سیستمی سیستم انسان و جامعه از بین خواهد رفت!
-
اسلام نه تنها خدا رو هدف معرفی می کنه بلکه مدیر انسان رو هم خدا معرفی می کنه چرا که تنها خداوند بر تمامی انسان منطقا و حقیقا آگاهه در نتیجه با توجه به احتمال صد در صد رسیدن به هدف عقلانی تر می شه!!!!
در خصوص وظایف مدیریتی مساله ای وجود داره به عنوان تفویض وظایف!
یعنی تفویض وظایف امریه بدیهی و عقلانی! یعنی سطوح مدیریتی داریم!
- مدیران ارشد
- مدیران میانی
- مدیران عملیاتی
چه جالب ما عقلا به این نتیجه رسیدیم که مدیر ارشد انسان خداوند است به علت دلایل بالا....
و چه جالب هزارها سال قبل از این که این نظریات رو کشف کنند ما در اسلام و مکاتب الهی دیگه با این نظریه مواجه بودیم
وظایف تفویضی !
و بر اساس شبیه سازی حقیقی ایدئولوژی اسلامی خداوند رو به عنوان مدیر ارشد انسان و پیامبران و امامان و در مرتبه ی بعدی عقل رو به عنوان مدیران میانی و عملیاتی برای انسان تعیین می کنند!!!!
خلاصه:
با استفاده از نگرش سیستمی به این نتیجه رسیدیم که:
-
فقط خداوند می تونه بر انسان مدیریت کنه .
-
ائمه نوعی مدیران میانی هستند که خداوند بسیاری از مسایل رو با توجه به اصل تفیض عوامل به اونها تفویض کرده
امیدوارم که استفاده کرده باشید.